Vita:персидский

A Wikiszótárból, a nyitott szótárból
Ugrás a navigációhoz Ugrás a kereséshez

آئورت آب آباژور آبتین آبجو آبخاز آبرو آبزیدان آبستنی آبونه آبگونه آبی آتش آتش‌فشان آتیه آثروان آجيدن آجیل آدرس آدم آدمخوار آدم‌خواری آدم‌کشی آدیغیه آدینه آذر آذرباد آذربایجان آذربایجانی آذرفرنبغ آرارات آراستن آرخانگلسک آرد آرشیو آرمان آرمین آرنج آروناچال_پرادش آرژانتین آریایی آزاد آزادی آزادی_بیان آزرمی‌دخت آزمایشگاه آزمون آسانسور آستان آستراخان آستین آسم آسمان آسیاب آسیابان آسیب آسیب‌پذیری آشتی آشنا آشور آشپزخانه آغاز آغازیدن آفتاب آفتابی آفتاب‌گردان آفریقای_جنوبی آلبانی آلرژی آلمان آلمان_شرقی آلو آلومینیم آمباسادور آمدن آمریکای_لاتین آمریکایی آموختن آموزگار آمیختن آناتولی آناتومی آناناس آناهیتا آنتروپی آنتلوپ آنتیگوا_و_باربودا آندورا آنها آهن آهنربا آهنگ آهنگر آهنگر‌خانه آهنگساز آواشناسی آوردن آوریل آویختن آویشن آپاندیس آژانس آکواریوم آیت‌الله آینده آیینه آی‌فون إسرائيل ا ائوترپه ابابیل ابتدا ابتدائی ابد ابدی ابر ابریشم ابله ابن_خردادبه ابن_مقفع ابوا ابوالقاسم ابوالقاسمی ابوتراب ابوترابی‌فرد ابولهب اتاق اتانازی اتحاد اتحاد_جماهیر_شوروی_سوسیالیستی اتریش-مجارستان اتریش اتل اتمسفر اتو اتوماسیون اتوموبیل اتیوپی اثرزخم اجزاء_کلام احتیاط احساس احمد احمدی احمق اختر اختراع اختربینی اخترشناسی اختلال_استرس_پس_از_سانحه اخلاص اخلاق اخگر ادبی ادبیات ادبیات_انگلیسی ادبیات_روسی ادبیات_فارسی ادینبرا اذن ار اراتو اراك ارتجاعی اردبيل اردبیل اردشیر اردوگاه اردک اردیبهشت ارزير ارس ارعابگری ارمنستان ارنبورگ اره اروميه اروپا اروگوئه ارژنگ ارکستر ارکیده ازت ازن اسب اسباب است استاتین استانبول استاوروپول استخوان استخوانی استراتوپاز استرالزی استره استرونسیم استروژن استریکنین استعاره استعمارگری استقلال استوانه استوخودوس استوکیومتری استویداد استک استکام استکهلم استکی اسرائیل اسطرلاب اسطرلابی اسفندیار اسقف اسلامشهر اسلامی اسلام‌هراسی اسلاو اسم اسماعیل اسماعیلی اسمز اسمیم اسوار اسپ اسپارتاکوس اسپانیا اسپاگتی اسپرز اسپریس اسپین اسکاتلند اسکلت اسکناس اسکندر اسکندریه اسکیت‌بورد اسکیت‌سوار اسکیلستونا اشراق اشم_وهو اشنوسه اشک اشکانی اشکوری اصفهان اصفهانی اضافه اطلاعات اطلس اعتبار اعتدال اعتدال_پاییزی اعتقاد اعراف افتادن افتخار افراختن افراسیاب افراط افسانه افسون افغانستان افق افقی افلاطونی افیون اقبالی اقتصاد اقلیم الاستیک الاغ الجزایر الفبا الفت اله الهام الهه الهیات الکتریسیته الکتریک ام امام امتحان امر امرود امروز امسک امشاسپندان املاء امنیت امير امپراطوری امپریالیسم امید ان انار انبه انتر انتظار انتقام انتها انتیموان انجیر انجیل انداختن اندروا انديمشك اندیشه اندیشیدن انرژی انزلي انسان انستیتو انسولین انشراح انشقاق انشلدسویک انفاق انفورماتیک انقسام انقلابی انقلابین انوشیروان انگشت انگشتانه انگل انگلیسی انگم انگور انگیختن انگیزاندن انگیزه اهریمن اهلیت اهمیت اهواز اهورامزدا او اوت اوتار_پرادش اودوالا اورانیا اورانیم اوربرو اورشلیم اورنگ اورنگ‌ اورنگ‌زیب اورپا اوستا اوستشوند اول اولیانوفسک اومئو اوپسالا اوکراین ايرانشهر ايزه ايلام اپرت اپوش‌ اپوش‌دیو اژدها اکتینیم اکثریت اکسیر اکسی‌توسین اکه‌تش‌دیو اکوسیستم اکومن اگر ایتالیایی ایدئولوژی ایران‌ویج ایرج ایرلند ایروان ایرکوتسک ایز ایزد ایستادن ایستگاه_فضایی ایلول ایلچی ایمان ایمن ایمنی ایمنی‌شناسی ایمیل اینترنت اینتگراز ایندیم اینشتینیم ایوار ب با باب بابا باباجان بابانوروز بابر بابل بابون بابک بابیه باب‌المندب باتلاق باج باجگیر باجگیران باختر باختن باد بادام بادبان بادبزن بادنجان باده بادگیر بار باران باربد باربر باربند بارزان بارزانی بارسلون بارفیکس باره باروت بارود بارون باروک بارگیر باریتون باریدن باریم باز بازار بازالت بازجو بازخواست بازداشت بازداشتگاه بازدید بازرگان بازنامیدن بازو بازوبند بازگشت بازی بازیچه باستان باستان‌شناس باستان‌شناسی باستان‌نامه باسقاق باشقیرستان باشماقچی باطن باطنیه باغبان بافت بافتن بافرهنگ باقر باقرزاده بال بالا بالابان بالابانوفو بالادست بالالایکا بالش بالغ باله بالو بالگرد بالیدن بام بامبول بامداد بان بانک بانک_اطلاعات بانکدار بانگ باه باواریا باور باکتری باکتریوری بایکوت ببر ببرک بت بتاترون بتن بتن_آرمه بتن_مسلح بتکده بت‌دیو بت‌پرست بت‌پرستی بت‌‌شکن بجا بجنورد بحث بحث_کردن بحر بخار بخارا بخارخانه بخت بختیار بخت‌آزمایی بخت‌النصر بخش بخشایش بخشش بخشیدن بخمل بخور بد بداخلاقی بداوی بدر بدشانسی بدعت بدمینتون بدن بدو بر برائت برادر برادرزاده برادری برادندر برازیدن براعت بربط برج برخاستن برد بردار بردن برده برزین برس برف برق برقی برم برنامه برنامه‌نویسی برنج برو بروت بروجرد برکلیم برگ بریانسک بز بزرگ بزرگمهر بزه بزهکار بساط بست بستنی بسط بسپار بسیج بشارت بشر بشریت بشکل بشکه بصل بط بطری بطل بطلان بطن بعد_فراکتالی بغ بغل بقر بلاروس بلاش بلاغت بلبل بلد بلش بلشویک بلعیدن بلغارستان بلغاری بلمه بلور بلوط بلوچ بلژیک بن بنا بنان بندهشن بنفشه بنگ بنگال_غربی بنگلادش بنیانگذار به بهار بهبهان بهرام بهشت بهمن بهگرائی بهی بو بوته بودا بوداپست بودن بور بوراندخت بوروس بوروکراسی بوزاگر بوزینه بوس بوسه بوسیدن بوشاسپ‌دیو بوكان بومهن بوییدن بيان بيت بيرجند بيست بين بچگی بی بیابان بیان بیسارابیا بیست_و_دو بیست_و_یک بیسموت بیسوادی بیشه بیضی بیطار بیل بیلیارد بیمار بیماری بین_المللی بین_المللی_بودن بینش بینی بین‌المللی بین‌النهرین بیوراسب بیوشیمی بیوفیزیک بیولوژی بیولوژی_دریا بیولوژی_محاسباتی بیولوژیکی بیوگانی بیکینی بیگ بی‌خانمان بی‌خدایی بی‌خوابی بی‌رنگ بی‌ستاره بی‌کاری بی‌کربنات ت تئاتر تئوبرومین تئوری تا تاب تابستان تابستانی تابه تابوت تابیدن تاج تاج_بیگ تاجیک تاجیکستان تار تارتن تارتنک تارزن تاریخ تاریخی تاریک تازه تاسمانی تاسوعا تامیل_نادو تاندون تانک تاواس تاکستان تاکسی تاگریک تایلند تایلندی تایمر تبر تبريز تبسم تبع تبلیغ تبه تتراهیدروکانابینول تتو تجارت تحرير تحسین تخت تخته‌اسکیت تخم تخمين تر تراب ترازو ترانزیستور ترانسیلوانیا ترانه تراژدی-کمدی تراژدی تراژیکمدی تراکتور ترب ترتيل ترجمه ترس ترسا ترساندن ترسایی ترسو ترسیدن ترش ترقوه ترقی ترمز ترمودینامیک ترنج تروریست تروریسم ترولهتان ترکیه تریاک تری‌یاکی تزار تسئوس تشت تشتک تشنگی تشهد تشکر تشکر_کردن تصاعد تصاعد_حسابی تصاعد_هندسی تصویر تضاد تعریف تعصب تعمید تغافل تغییر تفت تفریح تفریق تقلا تقی تقیه تقی‌الدین تكبر تكواژ تلخ تلسکوپ تلف تلفظ تلومراز تلکس تلگراف تلگرام تلیسه تم تمر تمساح تن تناسخ تند تندر تندنفسی تندپز تنزيل تنطيم تنيدن تنگ تنگستن تنیسور تهدید تهران تهمورث تهوع تهی تو توبا توتون توجه توده تور توران تورم تورنسل توسکا توصیف توطئه تولید_ناخالص_ملی تومسک توپولوژی توکیو توگو تين تپه تکامل تکرار تکنولوژی تکواندو تک‌تیرانداز تک‌شاخ تگرگ تیر تیشتر ثروتمند ثلث ثلج جا جادو جادوگر جادوگری جاذبه جارکند جاعل جالب جام جامائیکا جاماسپ جامعه جامعه‌شناسی جامه جامه‌دان جامو_و_کشمیر جانور جاهلی جایزه جبر جبری جدل جذام جذب جر جرقه جرم جریان_متلاطم جزء جزئیات جزا جزر جزیره جستن جسم جشن جعبه جعل جفت جفر جلد جمشید جمعه جمعیت جمل جمله جمهوری جمهوری_آذربایجان جمهوری_خلق_دونتسک جمهوری_فدرال_بنگلادش جن جناح جنازه جنبش جنگ جنگ_داخلی جنگ_سرد جنگ_هسته‌ای جنگل جنگ‌افزار_هسته‌ای جهاد جهان جهانی‌سازی جهد جهرم جهنم جهود جو جواب جوان جوانی جواهر جوجه جوجه‌تیغی جود جودو جوز جوع جوف جگر جید حافظه حالت_نهادی حب حباب حبس حبش حبشی حبل حبه حتم حتمی حتمی‌الوقوع حجاب حجب حجت حجر حجم‌گرایی حد حدب حر حرف حرف_اضافه حرف_ربط حرف_زدن حرکت حزب حزیران حساب حساب_جمل حسابدار حساسیت حسب حسد حسن حسود حسینیه حشره حشیش حصار حصن حفر حفظ حفیظ‌الله حق حقیقت حلق حمد حمل حنانگاری حورالعین حوری حين حکاری حکومت حیات حیوان حیوانی خاتمه خاتم‌الانبیا خارپشت خارکوف خاش خاطب خال خالق خال‌کوبی خاموش خاموشی خان خانقاه خانه خانواده خانگاه خاور خاک خاکاسیا خاکستر خاکسپاری_آسمانی خایه ختم ختنه خجند خد خدا خدا_را_شکر خداوند خدعه خدیجه خر خرد خرداد خرده‌فرهنگ خرس خرف خرق خرقه خرقه‌بازی خرقه‌پوش خرما خرمشهر خرمگس خرناس خروس خرگوش خرید خریدن خز خزان خزنه خسرو خش خشب خشخاش خشک خضر خط خطاء خطاط خطاطی خطر خطرناک خط‌کش خف خل خلافت خلج خلجی خلد خلف خلو خلوت خمس خمل خمول خمیر خنجر خنده خندیدن خنياگر خنگ خواب خوابيدن خوابیدن خوار خواندن خواهر خواهرانه خواهرزاده خواهندر خوب خودآگاهی خودبسندگی خودرو خودمختاری خودکشی خور خوراک خوردن خورشید خوش خوشبختی خوشحال خوشمزه خوشنویس خوشنویسی خوشی خوف خون خوک خوی خیار خیزش داد دادستان دادن داده‌ها دادور دار دارو داروخانه داروشناسی دارچين دارکوب داریوش داس داس_و_چکش داستان داش داشتن داغ داماد دامپزشک دانس دانستن دانش دانشمند دانشمندیان دانشنامه دانشگاه دانمارک دانمارکی دانه دایرةالبروج دایره دب دبیرستان دثار دج دجال دخان دختر دختندر دخمه دخمهبان دخیل دد در درآمد درآمدن دربار درج درخت درخودماندگی درد درزی درستی درفش درم دروازه درود درودگر دروغ دروغ_پردازی درگر درگوشی دریا دریابد دریاچه دزد دزدسالاری دزدیدن دزفول دساتير دسامبر دست دستان دستبند دستمال دستور دستور_زبان دستیاری دست‌بند دست‌نوشته دسر دسیسه دشت دشمن دشمنی دعا دف دفاع دفترچه دفع دل_به_دریا_زدن دلبند دلفین‌خانه دلق دم دماغ دموکراسی دمیتری دن دندان دندانساز دندان‌پزشک دندان‌پزشکی دنس دنیا دنیدن ده دهاء دهان دهر دهره دهقان دهن دهکرد دهکردی دو دوات دوازده دوازده‌وجهی دوجنس‌گرا دوجنس‌گرایی دوخ دوختن دود دود_کردن دودمان دوربین دورود دورژاک دوزخ دوزندگی دوس دوست دوستی دوسلدورف دوش دوشنبه دوشیدن دوغدو دول دولت دوم دونات دوناگری دونتسک دونده دوچرخه دوچرخه‌سوار دوک‌نشین_بزرگ_لیتوانی دویدن دویست دين دينار دَه دُم دژخیم دژپیه دکتر دکترین دکسترین دگرجنس‌گرا دگرجنس‌گرایی دیدن دیستونی دیسک_سخت دیفتری دین دین_زرتشتی دینامیک دینکرد دیو دیوار دیونوگورسک ذنب ذهن ذوزنقه ذکر ذیحجه رئيس رابط راجستان راحت رادون راز رازبان رازدار رازدان رازی راست راستی راسو راندمان راندن راه راهبردی راهزن راهنما راه‌بند رایانه رایومند رایگان رب رب_دشامبر رباب رباعی ربع ربی رت رتیل رجب رجز رجزخوان رجل رحب رحم رخ رخش رخنه‌ رخنه‌گر رذل رز رس رسانایی رستاخیز رستم رستن رستوران رسم رسمالخط رسمی رش رشت رشته رشد رشوه رشک رصد رصدخانه رضا رضوان رطب رعد رفتن رفسنجان رقاص رقصیدن رقم رم رمام رمان رمد رمز رمزنگاری رمضان رنده رنگ رنگین‌کمان رهاب رو روان روان‌شناسی روان‌پزشک روان‌پزشکی روان‌گسیختگی روباه روبیان روبیدیم روح روح‌الله روخ رود رودخانه رودک روز روز_استقلال روز_جمهوری_اسلامی روزنامه روزنامه‌نگار روزنامه‌نگاری روزه روزگار روزی روس روسپی روسیه روش روش_علمی روشن روشنایی روشنی رولور رومانتیک رومانی رومانیایی رونویسی روی رياضيات ريح رژ_لب رژیم رکاب رگنسبورگ ری ریاضیات ریخت ریختن ریز ریزلقمه ریسه ریش ریشه ریم ریکشا ریگ ریگستان زابل زادشم زادن زاده زادگاه زار زاریدن زاغ زال زانو زاهد زاویه زاویه_قائمه زاکسن زایتسف زاییدن زبان زبان_خارجی زبان_طبیعی زبان_مادری زبان‌_برنامه‌نویسی زبان‌شناس زبان‌شناسی زبان‌شناسی_محاسباتی زج زحل زخرف زخم زدن زر زرافه زرتشت زرتشتی زرد زردآلو زرداب زرده زرشک زرع زرق زرمان زرناپا زرنیک زریر زكريا زلزله زلزله‌شناسی زلکوا زم زمام زمرد زمره زمستان زمستانی زمین زمین‌لرزه زن زنا زنبر زنبور زنجان زنخدار زندان زندانی زندگانی زندگی زندیق زنون زنگ زنگبار زنگی زهر زهره زو زوج زوجه زور زورق زياد زِمِستان زیان زیب زیبائی زیبابین زیبایی زیتون زیردریایی زیرمجموعه زیره زیستن زیست‌جامعه‌شناسی زیست‌شناسی زیست‌شناسی_محاسباتی زیست‌شیمی زیغ زین سؤال ساحر ساحل ساختمان ساختن سارت ساري سازواره ساسان ساعت سال سالدات سالنامه سام سامانه_خورشیدی سامبا سان_فرانسیسکو سانتریفوژ سانتی‌متر ساندویچ ساوه سايه ساینتولوژی سایکودراما سبد سبز سبزه سبزوار سبق ستاره ستاره‌شناسی ستارک ستاندن ستایش ستر سته ستون سجده سحر سخت‌کوش سخن سخنرانی سد سدره‌ سدره‌پوشی سدیم سر سرآغاز سراب سرانجام سرای سرب سرباز سرتراش سرخ سرخ_نای سرخرگ سرخس سرخک سرد سرزمین_کراسنویارسک سرسوتی سرشک سرشیر سرطان سرعت سرفه سرمایه‌داری سرمه سرنگ سرودن سرویس سرکه سری_جایاواردنپورا_کوته سریع سریم سزا سزیم سطل سعید سفارت سفر سفط سفید سفیر سفینه سقز سقف سل سلاح_هسته‌ای سلام_علیکم سلامت سلامتی سلسله سلطنت سلفی سلمانی سلیمان سلیمانی سم سماور سمن سمنان سمندر سمور سن سن_پترزبورگ سنار سنبل سنت سنجاقک سند سندان سندرم سنندج سنکوپ سنکپ سنگ سنگاپور سنگ‌کره سه سهامدار سهم سهمی سه‌شنبه سو سوئال سوئد سوئیس سواد سوار سواره‌نظام سواستوپول سوبسید سوت سوخرا سود سودتلیا سور سوراخ_کس سوریه سوزن سوسک سوسیالیست سوسیالیستی سوسیالیسم سوسیالیسم_دموکراتیک سوشیانس سوغاتی سولیتون سوم سونامی سوندسوال سوپ سوگ سوگند سياسی سيرجان سِه سپاس سپاسگزار سپاسگزاری سپاسگزاری_کردن سپتامبر سپرز سپل سکندر سکندرآباد سکه سکوت سکون سگ سگبان سگزى سی سیاح سیاره سیارک سیاست‌مدار سیامک سیاه سیاوش سیب سیبرنتیک سیبری سیب‌زمینی سیر سیرک سیزده سیزده‌به‌در سیسیل سیصد سیل سیلیسیم سیم سیمان سیمرغ سیمفروپول سینه سیوندی سیکلون سیگار شاخ شاخ_طلایی شاد شادمان شادی شاذ شاذلیه شار شاعر شال شام شانزده شانگهای شاه شاه_مات شاهدخت شاهرود شاهرودی شاهزاده شاهنامه شاهنشاه شاهنشاهی شاهکار شاهین شاه‌آباد شاه‌آبادی شاه‌دانه شاپور شاپورگان شاگرد شایست_نشایست شایستن شب شباط شبانه شباهنگ شبق شبنم شب‌غریب شت شتاء شتر شترمرغ شترگاوپلنگ شجر شدن شراب شرح شرع شرف شرف‌الدین شرق شرق_تیمور شرقی شریفی شریف‌زاده شستن شش ششم شصت شط شطرنج شعاع شعبان شعبانی شعر شعيب شغاد شغال شغل شفاف شفافی شفافیت شفتالو شق شقایق شلوار شلیک شم شما شمار شماره_تلفن شمال شمالی شمامه شمان شمد شمردن شمس شمسه شمش شمشير شمشیربازی شمع شمعدان شمن شمن‌باوری شمپانزه شمیدن شن شناختن شنبه شنقار شنوشه شنیدن شهباز شهر شهراسب شهران‌گراز شهرزاد شهرضا شهروند شهروندان شهروندی شهريار شهریار شهریور شهيد شور شورا شوراندن شورش شورشی شوره شوروی شوريدن شوشتر شوشتری شوهر شوونیسم شوید شيراز شِش شک شکارچی شکاف شکافتن شکر شکست شکل شکلات شکم شگفتی شیر شیردوش شیرویه شیشه شیطان شیطان‌پرستی شیمی شیمی_آلی شیمی_محاسباتی شیمی‌دان شیکاگو صابون صاحب صاف صانع صانعی صبح صبح_بخیر صحبت صحت صحرا صحفه صدا صدف صراط صربستان صرف صفت صفحه صفر صفرا صفویه صفى صفير صقلیه صلاح‌الدین صلب صندلی صنع صنم صنم‌پرست صور صورت صوم صومعه صَد ضبط ضبط_کردن ضحاک ضد ضرب ضربالمثل ضرر ضروری ضلع ضمیر ضمیمه طاس طاعون طاغوت طالب طب طبقه طبقه_کارگر طبل طبیب طبیعت طحال طرف طرفدار طعام طلا طلایی طلب طلسم طلق طور طوطی طوع طوفان طين طیاره طیف ظاهر ظرف ظريف ظفر ظن ظهر ظهور ظهیرالدین عائله عاج عادت عار عاشورا عالم عباس عبد عبور عجب عجبا عجز عجم عجوز عجیب عدد عدس عدسی عرب عرش عرعر عروس عروسی عزازیل عزل عسر عسل عصر عصر_بخیر عصیان عضله عطارد عطر عطسه عطسه_کردن عطش عطل عفریت عق عقاب عقب عقرب عقل عقيق علف علق علم علم_زبان علمی علم‌الحروف علوم_اعصاب علوم_انسانی علوم_محاسباتی علوم_کامپیوتر عمامه عمد عمر عمل عمل_کردن عمود عمیق عناب عنان عنب عندلیب عنق عنقاء عنکبوت عنکبوت‌هراسی عهد_عتیق عوج عود عور عيب عيد عيسو عين عکاسی عکس‌العمل عیبجو عید عیسوی عینک عینی غار غبار غدر غده غدير غرب غربی غریب غطاس غلام غم غمناک غنم غنی غنیمت غور غورمگس غوک غيب غیر فاحشه فار فارسی فاسق فاشیسم فاطر فالون فاکس‌ترات فاگوت فتح فجر فحش فدراسیون فدراسیون_روسیه فدرالیسم فرات فراز فراست فراصوت فراموش_کردن فرانسه فرانسوی فرج فرجام‌ فرجام‌شناسی فرحزاد فردوس فردوسی فرز فرزند فرس فرستادن فرسخ فرسنگ فرش فرشته فرشگرد فرضی فرط فرق فرقان فرماندار فرمانروایی فرمان‌روا فرمودن فرمول فرناس فرنگ فرنگستان فرنگی فرهنگ فرهنگ‌نویسی فروار فروختن فرود فرودگاه فروردین فروش فروشنده فروغ فروهر فرچه فریب فریدون فریفتن فساد فسفر فسق فش فشارسنج فصل فضا فضاپیما فضایی فضل فعالیت فعل فقط فقیر فلبیت فلس فلسفه فلق فلك فلوئور فلوت فن فناوری فندق فنر فنن فه فهمیدن فوتبال فور فوریه فوز فولاد فوکشان فيل فیروزبهرام فیزیوتراپیست فیزیک فیزیک_محاسباتی فیزیک_نظری فیزیک_کاربردی فیسبوک فیل فیلولوژی فیلیپین قاتل قارچ قاری قاز قاش قاشق قاصدک قاضی قاطر قاعده قالب قالی قاموس قانوناً قاپ قباد قبر قبرستان قبض قبطى قبل قبول قتل قحطی قد قدح قدر قدم قر قربانی قربان‌ قربان‌گاه قرح قرن قرنطینه قرچك قزاقستان قزوين قسطنطنیه قسم قشلاق قصاب قصر قضیه قطب قطب‌الدین قطب‌نما قطر قطره قعر قفسه_کتاب قفقاز قفل ققنس ققنوس قلب قلبزن قلم قلیان قمار قمارخانه قمر قنادی قند قندان قنطار قنوت قهرمان قهوه قو قورباغه قوس قوطی قولنج قوم قومیت قوچ قوچان قوی قيچی قیام قیامت قید كاشان كاغذ كبد كتاب كتف كثير كذب كرب كرج كرد كرس كرش كرمانشاه كشتی كشور كفر كلب كلل كلى كم كمال كمر كندر كهف كون كوچِک كيد كيف كيوان لا لابراتوار لاتاری لاج لادن لازم لاش لاشخور لاشه لال لاله لانتان لاندن لاک_پشت لاکتوز لب لباس لبن لتونی لجن لحم لدنى لدنیات لذیذ لرغونپوهنه لس‌آنجلس لطف لطيف لعل لعنت لغت لغتنامه لغو لقب لم لمور لمیدن لندن لنگر لهب لهجه لهر لهراسپ لهستان لهو لوا لوت لوح لور لولئو لوند لوکزامبورگ لوکس لوکوموتیو لچک لژیون لک‌لک لگاریتم لیبرالیسم لیتر لیتیم لیسانس لیسیدن لیموزین لینشوپینگ مؤدب مؤذن ما ماد مادری ماديان مادَر مار مارسی مارماهی مارمولک مارکسیسم مارگارین مازوخيسم ماساچوست ماساژ ماشین ماشین_حساب ماشین_ظرف‌شویی مالاریا مالته مالمو مالیخولیا ماندارین مانور مانوی مانی مانیکور مانی‌پور ماه ماهشهر ماهی ماهیتابه ماهیچه ماهیگیری مايع ماک ماکارونی ماگادان ماگنیتوگورسک مایونز مبطل مبل مبين متد متر مترادف مترسک مترو متشکرم متقارن متن متنبی مت‌آمفتامین مثال مثل مثلث مثلث_قائم‌الزاویه مجار مجارستان مجانی مجمع مجموعه مجنون محاسبات_علمی محاسبه محبت محبوس محراب محل محمد محمل محن محور محيط محی‌الدین مخاچ‌قلعه مخترع مخمر مداد مدال مدت مدد مذهب مر مراغه مربع مرجان مرد مرداب مرداد مردم مردمک مردم‌سالاری مردم‌شناسی مردن مرده مرزنگوش مرشد مرض مرغ مرق مرمر مرند مرهم مروارید مرودشت مروق مرکب مرکز مرگ مرگامرگ مری مریض مزار مزایده مزخرف مزد مزدا مزدک مزدکیه مزدیسنا مزراق مس مسافت مسافر مست مستطیل مستقل مستكبر مستندات مسجد مسح مسطح مسلم مسلمان مسواک مسيح مسکو مسیحیت مشت مشط مشوش مصر مصلح مصلحت مضاف مضمر مطاع مطب مطر معاصر معاضدت معلّم معمار معنی معهذا مغ مغار مغازه مغز مغصوب مغضوب مغولستان مغولی مفت مفهوم مقاله مقاومت_مصالح مقایسه مقدار مقعدی مقل ملارد ملاط ملافه ملاقه ملامت ملاير ملخ ملک مملکت ممنوعه من منار مناره منثور منجم منزل منطق منظومه_شمسی منقاد منقار منقل منوچهر منگنز منگنه منیزیوم مهاباد مهاجر مهاجرت مهاراشترا مهتاب مهتر مهدی مهر مهربان مهربانی مهره مهره_بازی مهرگان مهم مهمان مو موبد موت موتور موج موج_گرانشی مور مورچه موریتانی موز موزائیک موزيك موش موعد مولکول مولیبدن موم مومیا مونته‌نگرو مونیخ موی مياندوآب ميخ ميزان مک مکافات مکان مکانیک_سیالات مکانیک_محیط_های_پیوسته مکانیک_کلاسیک مکه مکیدن مگالایا مگرمج مگس می میان میان‌رودان میدان میدیوزرم میرزا میز میزان میسیونر میش میشکان میلیارد میلیتارییسم میلیون میلی‌متر میمون میناکاری مینو مینوی_خرد میهن‌دوست میهن‌دوستی میهن‌پرست میهن‌پرستی میوه میوگلوبین میکرب میکروسکوپ میگرن ن نئون نا ناب نابرادری نابینا نابینایی ناحیه ناخن ناخواهری ناخوشایند ناخون نادانی نار نارنج نارنجک‌انداز نارون نارگیله ناز نازی نازیسم ناس ناسازگاری ناسیونالیسم ناصح ناف نام نامرد نامزد نامه نامیبیا نامیرا نان نانت نانوائی نان‌برده ناپایدار ناپدری ناگزیر نایلون نا‌‌متقارن نبیره نتیجه نثر نجاسات نجس نجل نجم نجوم نحس نحل نحو نخ نخست نخل نرد نردبان نرسه نرم نروژ نرگس نزع نزل نزول نسبی نسق نشان نشر نصب نصر نصراني نصرانيت نصف نصيب نطفه نظام نظامی نظامی_گنجوی نظریه نظریه_آشوب نظریه_اطلاعات نظریه_مجموعه‌ها نظم نعش نعل نعيم نفت نفخ نفر نفرت نفرین نفس نفوذ نقاب نقاش نقر نقره نقش نقشبندیه نقص نقض نقطه نقل نم نما نماز نماینده نمود نمودن نمک نمکدان نه نهائی نهایی نهب نهم نو نوار نوامبر نوترون نوح نود نود_و_نه نودل نوذر نور نورتلیه نوردراین-وستفالن نورساخت نورشوپینگ نوروز نوشابه نوشتن نوشیدن نوع نووراسیسک نوچه نوک نوکری نویسنده نویسه نيشابور نَوَد نُه نِشَستَن نپال نگارگر نیتروژن نیرو نیز نیزه نیسان نیشابور نیشوپینگ نیم نیمروز نیکاراگوئه نیکل نیکوتین ها هاجر هادرون هارمونیک هالمستاد هالیوود هامان هاوائی هاپلوتیپ هاکی هجا هجده هدیه هذلولی هرزه‌نگاری هرطقه هرمز هزار هزاردستان هزارگی هستی هش هشت هشتاد هشتسد هشتم هشت‌پا هفت هفتاد هفته هفتگی هفت‌اورنگ هفت‌ضلعی هفده هل هلسینگبورگ هلندى هلندی هلیکوپتر هم هما همان هماهنگ همايون همای همجنسگرا همجنس‌باز همجنس‌گرا همدان همدردی همدم همراه همزاد همزه همزیستی همسایه همسر همشیره همنوع‌خواری هموار هموسکسوئل هموطن هم‌اکنون هم‌جنس‌گرایی هم‌معنی هند هندسه هندواروپایی هندوستان هندوچین هندوییسم هندی هنر هوا هواپیما هور هوش هوشنگ هوشیدر هوشیدر_ماه هولمیم هوم هويج هوکایدو هویج هَشت هَفت هیدرولوژی هیدرولیک هیور وا واترپروف واتگر واربره واروواژه وازلین واقع والاچیا وان وانادیم واچرخند واژه واکنش وجدان وجه وحشت ورامين ورز ورزش ورزیدن ورشو وزر وزغ وزير وزیدن وستا وستروس وست‌فالن وسخ وش وشاح وشت وشتن وشتی وشق وشم وصال وصل وعد وقت وقع وقف ولادی‌وستوک ولزي ولفرام ولگا ولگوگراد ون وندیداد وهم وودوو وولوگدا ويل وکفو ویتنام ویراف‌ ویروس ویسکی ویشتاسپ ویشنو ویلنیوس ویولن ویولنسل ویکی‌واژه ویکی‌پدیا ياسمين ياسوج ياور يبس يزد يزيد يس يعفور يونان پا پادآرمان‌شهر پادتن پادشاه پادشاهی پاراشوت پارافین پارسی پارلمان پارو پاریس پاسپورت پاكدشت پالادیم پالمیرا پالی پالیندروم پانزده پانزده‌ضلعی پانصد پاول پاييز پاکستان پاکیزه پایان پایتخت پایگاه پایگاه_داده‌ها پایگاه_فضایی پتروشیمی پدر پدربزرگ پر پرتابه‌شناسی پرتره پرتغال پرتقال پرتو پرخطر پرداختن پرده پرزیدنت پرستو پرستیدن پرسش پرسیدن پرنده پرنده‌شناس پرنده‌شناسی پرو پروانه پروتستانتیسم پروردگار پروستریکا پرومتئوس پروپاگاند پرچم پرگار پریدن پریز پزشک پزشکی پسانوگرایی پست پست_الکترونیک پستان پستاندار پسر پسوند پسکوف پشت پشم پشن_فروت پشنگ پشه پشوتن پطریارخ پل پلاسما پلنگ پلو پلکان پلیس پلیمر پماد پنبه پنج پنجاب پنجاه پنجاه_و_سه پنجاه_و_پنج پنجاه_و_چهار پنجاه_و_یک پنجاهم پنجره پنجم پنج‌شنبه پنگوئن پنیر پنیسیلین پهلوان پهلوی پوتاسیوم پودینگ پور پورنوگرافی پوروشسب پوزخند پوست پوشال پوشاک پوشیدن پول پولاد پولک پولیتیسین پوچ پَنج پچ‌پچ پژواک پی پیاده پیاز پیاله پیامبر پیان پیانو پیانیست پیتزا پیر پیر_شدن پیراهن پیرمرد پیروز پیروزی پیری پیریت پیری‌شناسی پیش پیشانی پیشرفت پیشنام پیشوند پیشکش پیشی پیغامبر پیغمبر پیل پیلسته پیوستن پیچ‌گوشتی پیژامه پیکومتر چاباق‌سر چادر چارمیخ چاقو چامه چانه چاپگر چای چدن چراغ چراگاه چرخ چرخ_خیاطی چرخند چرم چشم چشمه چشم‌پزشک چشم‌پزشکی چلچله چمدان چمچه چنار چندخدایی چندشوهری چندضلعی چهار چهارده چهارشنبه چهارضلعی چهارم چهارور چهره چهل چو چوب چوبی چوبین چَهار چپ چچنستان چک چکش چکه چیره‌دستی چین چینود ژئود ژئودزی ژاندارم ژانویه ژانگلر ژاپن ژاپنی ژرف ژل ژلاتین ژن ژنرال ژنو ژنوم ژوئن ژوئیه ژورنالیست ژورنالیسم ژوهانسبورگ ژیتومیر کابل کابوتاژ کاتالونیا کاتالیزور کاتالیزگر کاتانا کاتد کاتولیسیزم کاتولیک کاتیون کاج کاخ کادمیوم کادو کاذب کار کار_کردن کاربر کارد کاردی کارلشته کارناتاکا کارنالیت کارگر کارگران_جهان_متحد_شوید کاریکاتور کاریکاتوریست کازئین کاسیموف کاشان کاشانی کاغذ کافی کالبدشناسی کالج کالیفرنیم کالینینگراد کامبوج کامپیوتر کامچاتکا کاندوم کانگورو کانی کانی‌شناسی کاه کاهو کاپوت کاپوچینو کاکل کبالت کبدی کت کتاب کتاب_درسی کتابخانه کتابدار کتاب‌فروشی کج کجی کخلفتئا کدر کده کدک کر کراسنویارسک کراوات کراکینگ کربوهیدرات کرته کرتیر کرد کردستان کردن کرفس کرم کروم کرکس کرگ کرگدن کرگس کریتمسته کریشنا کریمه کریچه کس کس_دادن کستی کسر کش کشان کشاورز کشاورزی کشت کشتار کشتن کشتی کشتی_گرفتن کشف کشور کشیدن کشیش کف کفایت کفتار کفرا کفران کفرگو کفش کفشدوز کفشگر کفن کفچه کفیدن کلارینت کلاسیک کلام کلاه کلاه‌گیس کلر کلسکرونا کلسیوم کلمبیا کلمر کلمه کله کلوئید کلک کلید کلیمانجارو کلیو_(اسطوره) کمالیسم کمان کمرا کمونیست کمونیسم کمک کمیته کنب کنتراست کنترپوان کنجد کندو کنف کنفرانس کنفسیوس‌گرایی کننده کنه کنیاک کهف کهنه کهکشان کوب کوتاه کوتوله کوثر کوثره کوخ کوده کودکستان کور کورپه کوستروما کوسوو کول کولنج کوله‌پشتی کولوسئوم کولی کوه کوپک کوچ کوچه کوچک کوچیدن‌ کوکنار کوکو کپل کپنهاگ کپی کپیتالیسم کچاپ کچل کی کیخسرو کیر کیقباد کیل کیمیاگر کینین کیهان کیهان‌شناسی کیوان کیومرث کیک کی‌داراب کی‌کاووس گاتها گاز گاز_ایده‌آل گامت گاهنبار گاو گاوماده گاومیش گجرات گدانسک گذرنامه گراز گراف گرافین گرامافون گران گرانش گرایش_جنسی گربه گرجستان گرد گرداب گردباد گردن گردیدن گرز گرزه گرس گرست گرسنه گرسنگی گرشاسپ گرفت گرفتن گرم گرمای_پاییزه گرنادا گره گروتمان گروهبان گرگ گرگان گریستن گرینلند گزر گزنه گزیدن گش گشاد گشادبازی گشاده گشايش گشتاسپ گشتن گشنیز گشودن گفتار گفتن گفتگو گل گلابی گلستان گلن_دژیک گلو گلوب گلوکز گمست گناه گنبد گنج گنجه گنجور گنجوره گندم گنو گوا گواتمالا گوادلوپ گوانگ‌دونگ گوجۀ گور گوردخمه گورستان گوركن گورکن گوزن گوسفند گوش گوشت گون گوندولا گونه گوهر گوگرد گوگل گویش گياه گچ گیاهخوار گیاه‌خواری گیتار گیتاریست گیلاس گیله گینه_استوایی گیومرت یا یاروسلاول یاری یازده یاس یاسمن یاقوت یال یالتا یاندکس یتا_اهو یتیم یخ یخچال ید یزد یزدان یزدانی یزدگرد یسنه ینی‌سئیسک یهودی یوتبری یوروپیم یوسف یوله یون یونان یونانی یونش یونشوپینگ یوگا یوگسلاوی یِک یک یکاترینبورگ یکتا یکتاپرستانه یکتاپرستی