Vita:farisî

A Wikiszótárból, a nyitott szótárból
Ugrás a navigációhoz Ugrás a kereséshez

چراندن گوشت بهار اسب گرگ مهمان كردستان رسم سپاس ممنون تو لندن کردی نام شما ا مادر دو دل یک کتاب کردستان آب سگ کلید پا خر کار كردن پیر روح فوتبال شاهد بيست ممكن من كی هزار قاموس قاتل شک بلبل عنوان گرافيک نشاسته پیشه میوه کردن سير فيل نامیبیا نژاد عرق سلامت لباس دينار ریال ترکمنستان دكتر جانور حیوان شاگرد دانشجو دانش_اموز عمل تندرستی درد فرصت قدر سرنوشت تقدیر قسمت نصیب پزشك هَمِه هَم نجیب_زاده قالی ميهن_پرست اریتره اتریش سودمند اورشلیم جاکش کس‌کش سوخت گردن_بند دود دیدن کارد چاقو جاسوس فکر_کردن گوز باد_شکم ادرس دیدَن بوسه افق بیمارستان خیانت خوشبختی دید همیشه صرف پناه پناهگاه پناهندگی پیشاب ادرار شاش مرحله مدرسه شاخ آخر آينه قلب نتیجه برامد بابسا ﺭﺍﺯﺒﺍ ﺭﺍﺯﻔﺍ تلا جهانی مريض بیمار ناساز ناخوش مریض تشکیلات سازمان صید خنجر روستا شدنی مشرق طلوع_افتاب طلوع_خورشید تیغ_افتاب خورشید آفتاب هوش شرکت رنگین_کمان بیمه خدا گنجینه آلو بخشایشگر خجل دانشگاه فرهنگی دشمنی نفرت وزير نارنجک تخم مجال درآمد لب کشاورزی وفاداری سقف رنگ کودکستان بهتر زن سیلی ضربت زدن قانون صبور شعر چامه_سرایی مثلث زردالو مس باقالا لوبیا سِفيد دروازہ ایران کمک نمک شیشه هەواڵ کتب_لغت دانشمند چوپان شبان گربه هفته‌نامه فصلنامه ماهنامه روزنامه درخت نمونه گل خوب مهم قو ابر نسرین ظالم بیدادگر بی‌عدالت طبیب طبيب تمیز خصوصیت خصلت مسافت دور بسيار دوراز بمراتب دور_دست‌ بعيد بعلاوه یار خود خود_پرست مردن مرگ ابرو آبرو آباد آراستن آزردن آزمودن آسودن آشامیدن آشفتن آفریدن آلودن آموختن آوردن آویختن آکندن ارزیدن اتو آشنا افتادن افکندن افروختن افزودن افشردن انجامیدن انداختن انگیختن ایستادن باختن باریدن باز_کردن بازی_کردن بافتن باور_کردن باید بحث بخشیدن ببخشید برخاستن بردن برف_آمدن برف_باریدن برگشتن بریدن بستن بلد_بودن بلند بمباران به خواب خوابیدن خواب_رفتن رفتن راه_رفتن راه خواب_دیدن به_فراموشی_سپردن به_وجود_آمدن به_وجود_آوردن بو_کردن بو بودن بوسیدن بوس_کردن ماچ_کردن گائیدن گاییدن بکن‌بکن سپوختن بیختن بیدار شدن گفتن تحمل ترجمه تصور ترساندن ترس ترسیدن ترکیدن تشکر تصمیم تماشا_کردن کثیف توانستن دادن ثابت جدا جستن جواب جوشاندن جویدن حاضر حرف_زدن حس_کردن حس حساب حشری حفظ_کردن حمام_کردن حمام خاستن خراب خریدن خشکاندن خشک خندیدن خنده خواندن خودکشی خوراندن خوردن خوش_آمدن خیس خیساندن داشتن دانستن درخشیدن درد_کردن درد_گرفتن درس درمان دروغ دروغ_بافتن دروغ_گفتن دریافت_کردن دزدی دزدیدن دزد دستبرد_زدن دستگیر_کردن دعا ده دوست_داشتن دوست دوش دویدن راضی راندن رانندگی رانندگی_کردن رد_کردن رساندن رستن رسیدن رقصیدن رقص روشن رژیم ریختن ریزاندن ریدن زمین زمین_خوردن زندگی زندگی_کردن زندگی‌نامه نامه زیستن ساختن ساخته ساختمان سانسور سرفه سرفیدن سزیدن سفر صفر سفید سفید_داشتن سوختن سپردن سیگار سیگار_کشیدن کشیدن شاشیدن شستن شق شماریدن شمردن شناختن شناسایی_کردن شنیدن شکار شکایت شکست شکستن شیرین صبر صبر_کردن صحبت صورت طلب طالب ظهور_کردن ظهور عاشق عشق عرق_کردن عطسه عطسه_کردن علاقه عوض_کردن عکس غلط فال فرستادن فراموش فرمودن فرمان فروختن فریفتن فهماندن فهمیدن فکر قبول قبول_کردن لازم لذت لنگیدن لیسیدن ماسیدن ماندن مجبور مجروح مداخله مرطوب معرفی مغلوب مغلوب_کردن مفقود مهاجرت مهاجر مکیدن نمودن نامیدن نشر نشستن نفس نماز نماز_خواندن نهفتن نواختن نوشتن نوشیدن نگاه نگاه_کردن نگریستن هراسیدن هست ناخن همدست همدستی هم وا وجود_داشتن وجود ورزش ورزیدن وزن وزیدن پاک پاییدن پختن پذیرفتن پرستیدن پرسیدن پرواز پرواز_کردن پریدن پزیدن پنهان پنهان_شدن پنهان_کردن پوشیدن پوشاک پیدا پیراستن پیشرفت پیشرفت_کردن پیشنهاد پیشنهاد_کردن پیمودن چاپ_کردن چاپ چرخیدن چریدن چسباندن چسبیدن چشیدن چکیدن ژاله کاشتن کس کشتن کشف کم کندن کوشش کوشش_کردن کوفتن کوفته کون کوچک کیر گام_زدن گام گداختن گذاشتن گذشتن گردیدن گرفتن گریختن گریستن گزیدن گشتن گشودن گفته گم گندیدن گوزیدن چس گوش_دادن گوش_کردن گوش یاد_رفتن یاد ییلاق یک‌شنبه شنبه دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنج‌شنبه آدینه جمعه یکا یونانی یوغ یورو یهودیت یهودی یه ین یمن یشم یزدان یخ یتیم‌خانه یتیم یاور یاوری یاقوت یاس یأس یازده یادداشت یاتاق موش بستر هالو دبیر هتل هجرت هدف هدهد هدیه هذیان هراس خوف سهم ترانه هرم هزینه هستی هشتاد هفت هشت هفتاد هفته هلو هیاهو وبگاه وجدان ودکا واقعیت والده والی وان واژه ورقه وزغ پروا پر پرده پرستار پروانه پروانگی پروردگار پرونده قهرمان پرچم پری پریروز پس پس_فردا پستان یقین وقت زمان زبان خواهر میخانه گون کلمه هر_چند ستم ظلم زیرک تنبل استعمال جنس سرشت سرکه جهان_شمول پشت ترک_کردن آسودگی واگذاری رهاسازی ترک صرفنظر رهاکردن کاستن تخفیف_دادن فروکش_کردن محروم_کردن کناره_گیری_کردن معاونت_کردن بیم_داشتن تنفر_داشتن بیزاربودن روی_برتافتن ذلیل سرافکنده پست خوار خفیف فرومایه زبون حقیر ابدست غسل شستشو غیرعادی_بودن ریشه_نکردن قطع_کردن قطع نارس_ماندن بیشتر بالاتر متجاوزاز ارشد مافوق فراز بالا سایا خراشنده بی‌خبر خشن روپنهان_کردن فرارکردن دررفتن انتزاعی غیر_مجسم مجرد معنوی غیرقابل_لمس نظری مطلق آرمانی خلاصه خلاصه_کردن تلخیص_کردن ژرف فراوان وافر بسیار بدرفتاری‌کردن فحش‌_دادن‌ آسیب_رساندن خشونت_کردن دشنام فحش سوءاستفاده بدرفتاری سوئ_رفتار هتاکی هنرستان هنرکده انجمن_هنری فرهنگستان راه_یافتن توافق_کردن تن_دردادن رضایت_دادن شتافتن تشدید تکیه_صدا أسكان فشارهجا تأکید هجا لهجه لحن سبک تأکیدکردن قبول_داشتن اذعان_کردن تصدیق_کردن پسند پذیرش تأیید ورود محل_گذر پیشروی دسترسی فهمیدنی اضافی فرعی یدکی همراه ضمائم لوازم حادثه سانحه رویداد رویداد_شانسی شانس ندادادن همسازکردن وفق‌_دادن سازگارکردن فراهم_کردن دم_گرفتن همراهی_کردن همراه_بودن توأم_کردن صورت_گرفتن انجام_شده تکمیل چیره_دست ماهر آموخته ورزیده فاضل اتمام انجام نیل حصول دستیابی تحقق دست_اورد فضیلت موفقیت توافق رضایت مطابق_بودن تطبیق_دادن آکوردئون نزدیک_شدن توجیه بیان محاسبه شمارش صورت_حساب اهمیت اعتبار داستان وصف شرح روایت نقل مسئول پاسخگو جوابگو حسابدار معتبر_شناختن اعتبار_بخشیدن منصوب_کردن اختیاردادن اعتقاد_داشتن معتقدبودن اعتماد_کردن درستی دقت صحت دقیق درست بی_اشتباه بی_خطا تهمت اتهام سرزنش ملامت_کردن سرزنش_کردن عادت_دادن اس وجع کسب_موفقیت_کردن تلخ مسبوق_کردن بدست_اوردن برائت_ذمه بندبازیااکروبات ژیر کردار فعل رفتار حرکت حکم فریضه سند رساله مقاله گزارش سرگذشت کنش اقدام جدیت جریان جنبش جنگ نبرد تعقیب ژیراندن‌ کنش_ورکردن فعال ژیرندگی ژیرایی هنرپیشه ژیرنده ژیرمند واقعی فعلی بالفعل تیز حاد تند زاویه گرسنگی جزیره سازوارکردن تطابق_یافته اصلاح_شده تنظیم_شده عادت وفق_دهنده عادی_کردن نشانی سخنرانی خطابه زبردست استاد مساوی_ساختن طرفداربودن چسبنده صفت موکول_بروزدیگرشدن موردشگفت_قراردادن اعتراف راضی_شدن دوره_جوانی اتخاذکردن اتخاذ عاشق_شدن زرنگ بیوفائی مزیت_دادن دستخوش_حوادث_کردن ادبارومصیبت آگهی آگاهی پند راهنما طرفداری_کردن آنتن موضوع مسئله امر اثرکردن_بر تظاهر ناز محبت تأثیر ابتلا خویشاوندی قرابت رنجورکردن آفریقا بعد آینده بعدازظهر کهنه_شدن عامل سازنده پرپشتکار آشفتگی آشوبگر همزن پیش قبل سوزن همرای_بودن مطبوع خوشخو موافق سازگار بزمین تور سنگین دهان گریه گریه_کردن تعجب مساعدت_کردن خانواده بال بیماری_مزمن تاریخی کیمیاگری ستاره‌بینی فیزیک جو_زمین هوای_بیرون احساس لطف ادعا هیچ باد_خوردن تهویه_کردن پخش_کردن نمود ظاهر بر بر_روی درباره از برای فرودگاه هوابندی_شده شش منسوب همجنس مال شب آژیر آلبوم الکل کوتاه کم_ارتفاع پایین هوشیار جلبک جبر خریدار پیشانی بیگانه خارجی اجنبی بتساوی خرجی نفقه زنده الله تخصیص رخصت_دادن فوق_العاده_دادن آلایش بار عیار راهرو کوچه قهوه_ای زیر طلا زر مصدر حال_ساده گذشته_ساده صفت_مفعولی قصد سردرگمی سرگشتگی شوریدگی ابهام آزمندی حرص اشتیاق افتخار راهواربودن آمبولانس پناه_گاه عمو آمين آمریکا آمونیاک عفوعمومی_کردن دربین درمیان آمپر کافی فراخ پهناور جادار وسیع مفصل دراز وسعت_دادن تقویت_کردن قطع_اندام_کردن مات_ومتحیرکردن فرگشائی_کردن بی_ترتیبی_سیاسی آناتولي اجداد محکم_شدن باستانی کهنه قدیمی کهن سالخورده بیهوشانه فرشته خشم غضب آنژین قرمزشده دلتنگی غصه جنبنده جاندار عداوت معنی چم بامعنی معنی‌دار سالگرد اخطارکردن اذیت‌کردن رنجاندن سالیانه یکساله الغاکردن فسخ‌کردن گسیختن پاسخ دفاع تلافی مور مورچه مخالف_کردن شاخک پيش_بيني_کردن پادزهر احساس_مخالف اضطراب بیم_ناک بنوعی بهراندازه كاشانه آپارتمان بی_احساس سیب برای_هرشخص پوزش_خواه عذرخواهي_کردن اعتذار آشکار صوری خیال پيش_غذا آفرین اجراشدنی شامل_شدن بكاربردن درخواستن قدرچیزی_رادانستن قدردانی درک حق‌شناسی رواداشتن نزدیک_کردن اوريل‌ پیشدامن پیشبند آبزیدان آکواریوم برج_دلو خودرو اتومبیل ماشین وسیله ابزار دسامبر جستجوكردن اختیاری باغ_میوه آلاچیق قوس طاق کمان معماری_کردن بایگانی پرالتهاب ناحیه منطقه آرژانتین دلیل مباحثه استدلال بایر قیام_کردن دوستی آرماگدون گلابی سپاه لشکر ارتش تغییرمسیر چنگ قرارگذاشتن دستگیری جلب پرنخوت ادعای_بیجاکردن کامل_کردن رنگ‌ها شکل‌ها تندیسگری موسیقی ادبیات شخم_زدن گونه نوع کالا متاع اسباب ماده بند چیز فصل شرط گفتار چنانکه بطوريکه همچنانکه بعنوان_مثال مانند سده قرن نظامی فراهم_اوردن اختصاص_دادن شبیه_ساختن انجمن آميزش آشپز آتش جو حمله یورش توجه دقیق_شدن جذاب چشم خاله عمه دایزه زن_دائي زن‌عمو نویسندگی_کردن قدرت اقتدار توانایی اختیار اجازه نفوذ مدرک نویسنده مؤلف میانگین_گرفتن میانگین معدل وکیل ملازم_کسی_بودن تبر پایان_دادن کفش خرس ايينه‌ همان پدر بابا سخن_بیهوده بچه کودک بچگی بچگانه کودکانه ساق_پا میگسار عیاش عزب قفا عقب پشتیبان پشت_درد کمردرد غیبت_کردن شکل‌ آزاد_کردن شعله_افکن تالشی پیشی بلوط خوار_آتش گرسنه تشنه امیدوار امیدوار_بودن اقتصاد اقتصاددان حيثيت عاج_دندان آچار آجر ترشي عاج_فيل بركت فزوني عادت_كردن آفريدگار خالق آفت بيماري آفرينش خلاقيت آخور عافيت سلامتي آفريقا افغانستان آگاه مطلع آگاهي خبر اطلاعيه هشدار اطلاع آگهي آتش_زدن آتش_گرفتن آتش_خاموش_كردن آتشفشان آتش_بس آتشفشاني آتش_نشاني آتش_نشان آتش_پرست آه ناله نماينده خبرگزاري سبزينه_يونجه دانشگاهي علمي نتيجه قله اكتيو بيرق الوار ليس_زدن شعله_آتش آلبالو ترشك ليس ليسيدن آلت الفبا جانبداري_كردن طرفدار همكار دستيار ياري كمك عالم آويزان_شدن آلمان آلوچه آماده حالت_آماده_باش آمادگي اشاره ظرف آمار تحريم آمريكاي_شمالي آمريكاي_جنوبي آمريكاي_مركزي آمريكا آكادمي زن_عمو وسيله آناناس آناتولي_مركزي آناتومي پيكرشناسي يعني كارتن انيميشن آرنج نام_گياهي_دارويي حالا اكنون تحقيق آنكارا قطب اي_عمو عمو_بودن عاقل آرام نثار_كسي_كردن آرايش تزئين آرزو آرد هيزم فرزند_پسر_نداشتن راه_و_رسم مساعدت كمك_كردن باستان‌شناس بايگاني زردآلو آردچي چربي_ماست مطمئن آسوده آسياب هنجار عادي آسان قابل_دستيابي امنيت آسايش امنيتي آسايشي مانع وصيت آسيابان آسمان آهن شناس آشنا_شدن آشنا_كردن آشنايي معارفه آهنگر آهنگري آهن_ربا آشتي صلح صلح_طلب آسيا آسماني هوايي آشپزخانه هواخواه سطح آستر_لباس مشكل راحت آشور آسياي_ميانه پيوست ضميمه اتمسفر كارگاه آب_كشيدن_زخم آب_پاشيدن آب_و_هوا آب_جوب آبادكردن آواشناسي آواز نوا سد آبجو آبياري آبياري_كردن آبدار پرآب وضو دستشويي وضوخانه آبكي دوغ اوستا آبگوشت آبي آبستن حامله آبزي آبكش آب_رساني آبرساني_كردن تاول آب_شناس هيدرولوژيست آب_شناسی هيدرولوژي آبپاش آب_پز آب_پز_كردن آبسنج هيدرومتر آبشار توالت آب_پاشي آب_پاشي_كردن محل_ريزش_آب وكيل استراليا ليوان آبخوري نم_آب چپاندن صدا آهنگ آخ سخنران خاك_قرمز خاك_سرخ سخنور متكلم آينده آزادكردن بخشيدن آزاد رها آزادي رهايي آزاديخواه آزادي_انديشه آذربايجان كشور_آذربايجان آذري_نشين گردباد علت باج ماليات هواپيما_كاغذي طوفان_باد طوفان باور ايمان شهر دولت_-_شهر شهروندي شهرك شمال نظر هواپيما بالانس تعادل بادمجان بالش پرنده بادبادك سفير پشت_بام حاكميت فراخوان دعوت بادنما بانكداري بانك خانم_،_بانو پدر_بزرگ بادسنج فشار باركشي در_باره باران باران_سنج بارگاه مرقد باريدن حمل_و_نقل نيك باشد نيكويي خوبي خمير_انگور جنوب پدربزرگ گذشتگان معتقد مومن باغچه باغ جهيدن پريدن بازار النگو بازرگاني تجارت بازرگان تاجر بدون فاقد بي_طرف بي_طرف_بودن بي_بال بدشانس بيچاره خيانت جسم بدن ساكت سكوت آرامش عدم_حاكميت بي_معرفت بداخلاق بدخو بداخلاقي بدخويي بي_فايده_كردن بيني پوزه بيگ مطرب بي_گناه يأس نااميدي ترسو بزدل بيهوش_شدن بيهوش_كردن نفس_تازه_كردن بوگندو دريا گفتگو بيشتر بيهوده_كردن كلمه سخن ادبيات سرند نازك_اندام بيكار بيكاري مجردي بلا بدبختي رايگان پراكنده پراكنده_شدن بيانيه اعلاميه پاره_پاره_كردن بلي بله شهرداري بي_لبه برگ صفحه مدرك فيلم_مستند مستند بلكه شايد بي_كينه بي_ناموس بي_واسطه منتظر_كسي_بودن متظر_نگه_داشتن انتظار اسير بنده زندان حبس معتاد_بودن اعتياد_آور معتاد ريسمان آدامس سقز بي_پناه بدون_خلبان بقال مغرور بدين_خاطر مقاومت_كردن برائت دربرابر عليه برابر مساوي برابري گراز خوك سپيده_دم آرايشگر معدنچي دسته_موي_زن لبه_روخانه سنگ صخره سخنگو تداوم پايداري فراواني نامزد كانديدا بي_رنگ برعكس وارونه دفاع_كردن گردهم_آمدن برف برف_باريدن آدم_برفي وسيع گسترده اثر مجموعه تهيه_كننده پيازداغ پارو بيل سرازير منفعت سود سربالايي كارآموز پنجره_كوچك باقيمانده برنامه ديگ دستاورد مسؤل مسئوليت سمت_آفتابي پاسخ_دادن متهم مقصر واكنش ظرف_شراب بره چوپان_بره_ها مقاومت بردباري مچ_بند بلندي تاكيد تقسيم_كردن كافي شركت مشاركت بي_شرف بي_شخصيت بستني باطل باطل_كردن بي_طعم_بودن بي_طعمي پتو لحاف خستگي زيادتر بدون_سرزمين باغبان بغداد جعفري انعام بخشش بخت اقبال خوشبخت خوشبختي بيان_كردن صبح بين_،_ميان بي ناگهان_فرار_كردن فرار چربي فراري_دادن عجول خرمگس ..._گرفتن غبابي دور_كردن علني آشكارا طبق براساس به_صورت با_عجله مشهور به_اندازه واقعا اصولي با_دقت متعجب به_ويژه غيابي به_نظر_كسي كوچك كودكي كوچكي كودك همزيستي قدرتمند قوي بهشت شنيدن مژه پلك گلچين_كردن منتخب زنده_باد جاويد كاربرد بكارگيري كارآمد بليط تلفظ ادا تلفظ_كردن مرتفع ارتفاع بالادست بلندپرواز بلندترين فلوت ني مقدس بازداشت_كردن استراحت_كردن بينايي بازداشت زير_بغل زيردستي مستقر_كردن محكم خانوار زيرزمين زيرزميني اساسي ساختاري نهاني دروني به_خاطر_آوردن برادر برادري گرسنه_نگه_داشتن گرسنه_كردن گرسنگي ايدئولوژي آيين مرتب منظم مديريت هدايت مدير خاطره برنج زخمي درخشيدن بريدن محترم رعد_و_برق تصميم قرار قرارگاه قطعنامه مخفي_كردن مخفي_شدن جنگل بيشه زلف گيس شكوفه لحظه خطرناك ترسناك ساطور اصطلاح تنها بيگانه خارجي حركت محرك انگيزه بز گم_شدن پزشكي ميخ حركت_دادن مصيبت بمب بمباران_كردن بمب_ريختن گذراندن واكس_زدن شيپور گذشته قديمي تحريم_كردن خاكستري صاعقه عروس_بودن عروس بودجه خرج واقعه يخدان يخ جاده چادر جادو جادوگر جوان برنا ويترين_مغازه مسجد جان بندباز فرهنگي گاو_نر شيرزن كره_اسب سگ_جان سرچشمه دفعه گاه_گاه گاهگاهي جارچي يكبار_ديگر يكبار،يك_مرحله تعيين_سرنوشت دشنام_كردن گهگاه كره_خر جرات_كردن جهنم جشن عيد نوعي_رقص_كردي قحطي كنار،_با،بغل جناغ استخوان_سينه جنازه ميت نعش لاشه جنت بالاي_پيشاني جريان برق جگر كوزه سبو جسارت جرأت پايكوبي جشنواره مجوز دوقلو توله_سگ چقماق جزا جريمه مجازات_كردن جاي_گرفتن جا_انداختن جا مكان جدا_شدن جدي_بودن جدي سيگار معاون_وزير سرزمين وطن جهان دنيا جدا_كردن جهيزيه جاگير يهودي كمد جلد پوست پوشاك چرا جمجمه كله همسايه زيبا قشنگ ديوانه_كردن جن نوعي_ماشين همسايگي جرجيس جيره جرم_بودن جرم_كردن جرم مدفوع_ماكيان جامعه اجتماعي جامعه_شناسي جلسه گرهمايي نشست_مطبوعاتي زيبا_كردن تفاوت اختلاف نام_شهردر_كردستان چوب آبدزدك گله_گوسفند آدينه جوانمرد بخشنده جوراجور متنوع جور به_جوش_آمدن شور_و_شوق جفت شخم گاوآهن شخم_زني جفتك ماه_كردي جوي_آب جوجه جدا_جدا جدايي فراق مستقل گوناگون بركه_آب_باران جويدن چابك تيز چاكر بهينه_سازي چكش چاله گودال فعال_كردن فعاليت سجاده فرهنگ كشت كشاورزي زراعت كشاورز كاشتن نشريات مطبوعات چهار آتشدان_چوپان_ها چارچوب محدوده چهارده چهارديوار چهارديواري راه_حل مربع چهارگوش چهارپايه روسري چهارراه هم_چشمي_كردن آدم_عوضي مراقبت نظارت نظارت_كردن نگهبان ناطر سوراخ حسود چشم_آبي چگونه چطور كيفيت چگونگي چاي چايچي آبدارچي كتري قوري چايي_صاف_كن اسلحه خلع_سلاح مسلح جنگجو مسلح_كردن مسلحانه نظامي تسليحاتي ساختار اسلحه_سازي گاو_ماده شجاع خراشيدن ساييدن رودخانه رود چانه چرخ چند بعضي كميت مقدار چانه_زدن چنگال كيف چپ آتشدان سپر چپ_و_راست چاقوكش چراگاه چريدن مزدور علف چرم سرخ_پوست تاير چرخاندن كالسكه_ران چرخيدن چسپ سخت دشوار چتر مفيدتر سركوب_كردن سركوبگر اشتباه نادرست چه چي سخت_پوست_آرتيميا چهل سفيد سفيد_شدن جل_كردن سفيد_كردن پژمرده پژمرده_شدن چرايي چونكه زيرا چنار سمج سرسخت چراغ چراغ_موشي پاره_كردن_لباس چرك قصه پاره_شدن برق_زدن جرقه درخشش گنجشك كوهستان كوه كوهنورد كوه_آرارت كوههاي_زاگرس كوهستاني چوبدار زانو زانو_زدن صحرا بيابان چرت چرت_زدن حيله نيرنگ تا_كه تقسيم_كننده بيمه_كردن آمارگر محاكمه_كردن دادگاهي_كردن دادگاه دادستان محاكمه دايه قاضي عدالت اشغال_شدن آتي دهل طبل شدت_درد غربال آويختن آويزان_كردن غمگين افسرده موسس بنيانگذار مقايسه_كردن سبب_ربودن_شدن قسم_دادن غلات خاطر_نشان_كردن طرف_ظهر ساكن اهل دادوستد تبادل مادر_بزرگ قورت_دادن چوبدستي درخت_و_گياه برپاكردن برگزار_كردن روشن_كردن كودتا داربست زور تركه ته_نشين_شدن لايه_روبي_كردن داس تيز_كردن بلعيدن ته_دامن پايان پايان_بخشيدن پاياني داغ_كردن خواسته درخواست تقاضا مادر_دوست دايره اداره حرف_اضافه دبه حلبي دف دفترداري دفترخانه ضحاك دهه اعلام_كردن سگ_ماده ختنه_كننده عزيز ماده_گرگ ماده_روباه ماده_سگ پاچه_شلوار ديوانه زماني گاهي ساعت قاب_كوچك عوام_فريب دموكراتيك ديم راي راي_دادن خواننده خوانندگي واكه صدادار راي_دهنده آوايي صوتي صداشناسي زغال تاج_عروس دقيقه كليسا دير بدبخت ضربه اندوه دستگير_كردن اطراف محيط درجه رتبه فراغت راه_پله دروغين دروغگو لباس_زنان_كرد صادرات گهواره كارگردان دروازه در ترك_برداشتن واردات دارو داروسازي داروخانه شلوارك زیر_شلواری معلم شهر_درسيم كلاس_درس بيرون خارج درويش درز آمپول دستمال دست دشت گدايي_كردن داستان_سرا سنگ_آسياب گروه دسته حاكم سلطه اتحاد مستكبر واسطه دستگيره حاصل دست_پخت وضو_گرفتن دستنوشته شروع آغاز امري دستوري تشكر_كردن خونخوار سو_استفاده_كردن سو_استفاده شتر ناحيه خوش_صحبت درپوش كپسول خنده_رو گفتاري شفاهي به_جاي گويش آبدوغ ديو سرسرا ديوانخانه گاو مشك غني ثروتمند دولت حكومت دولت_شدن دولتي دوره زمانه دوران بشقاب جانشين دخمه بيدار_كردن بدهكار_بودن بدهكار_كردن دستگاه تشكيلات رسانه_گروهي داخل همراه_ماندن در_همان_حال دبستان تصويري بصري دماغ با بهمراه ديگر ديروز ضد مخالف خصومت دشمني دشمن دشواري سختي دكان مغازه_دار ديكتاتوري خروس اسير_گرفتن دل_آرام دلبر دلربا دلدار دلگرمي شاد حواس_پرتي دل_سنگ شادكامي سنگدل بدخواه قطره چكه چكه_كردن مهرباني مهربان دلپاكي پولاد_دل دلسردي دلسوز دلسوزي رحم تپش_قلب علاقمند منظره مجنون دگر اهل_دين تخمه دنيا_نديده پاره_كردن دندان پول كنار نزديكي طول درازا تاريخ تاريخي تاريخ_شناسي تاريخ_شناس تاريخ_نويسي تاريخ_نويس مورخ تاريخدان تاريخ_دان خاردار درخت_خاردار_صحرايي خانه_وزندگي سروسامان جاي_زخم خياط ديوان ديوار ديانت پديده واضح جامعه_مقيم_خارج دزدي مخفيانه دزديدن ربودن گردنبند_بزرگ_طلايي نسل ادامه ادامه_يافتن نزديك محاصره_كردن محاصره دوشاب تشك رفيق دوستي دوشيدن دختر_عمو ارز شكايت_كردن دوازده دادستاني شعار دوباره تكرار تكرار_كردن سمت_سايه موزيك دودلي شهر_دهوك دنباله مه شياد عقرب سپس بعدا دور_شدن آينده_شناس آدم_دو_رو درست_كردن پي دنبال دومين دوم نوعي_گياه دوزباني ايالات_متحده_آمريكا عجيب حيران جوش دمل ادبي دشتشويي ادب ويرايشگر سردبير افسانه_اي افسانه عفو عفو_عمومي دريااي_اژه عاليجناب الكترونيكي الك عنبر عمل_جراحي نام_اشخاص معتمد_عموم نتيجه_گرفتن نتيجه_گيري عضويت دانشيار كمكي عضو_هيدت_علمي اندام عضو مهندس مهندسي غير_مستقيم تورم خراشيده خاراندن انستيتو موسسه فروشنده_اشيا_قديمي پيام_الكترونيكي خويشاوند زمين اردلاني جغرافي آري عرب اعراب عربي_كردن مثبت وظيفه ارمني ارمني_زبان ارمنستان ارزان مطلقا عشيره سرباز اصناف اتيكت برچسب قومي اين نخست اول امروزه او آن هرچند فرزند_بودن اولاد فرزندان امن اطمينان آنقدر اروپايي اروپا پارس_كردن زردآلوي_نارس سالمند سالخوردگي ايالت استان عقاب عين حفظ_كردن حفظ به_يكباره رويهمرفته جليقه ايل علوفه افراد حمله_كردن به_درد_آوردن درد_كردن شكنجه دربند ايزدي زرتشتي فاكس دورنويس فالگير فهميده درك_و_فهم بلوز_زمستاني فانوس كمر_بند_نظاميان فارسي جوجه_يك_ساله لوبيا طحال پيراهن_عرق_گير كارخانه فدرالي شرم خجالت شرمساري كمرويي ميوه_فروش فلاكت چاره گزير زن_هركاره بخش كلك_زدن نابود_شدني حيله_اي خنك_شدن حيله_گري خنكي خنك طلبه_علوم_ديني يادگيري ياد_گرفتن لنگه فرد اسم_دخترانه سيم_ظرف_شويي آموزش فورا سريع آموزشگاه آموزشگاهي واژه_نامه فرهنگ_نگاري بزرگي گدازه_كشتي فرمان_بردار اطاعت فرمانبرداري فرمانده فرمانده_كل رسمي_بودن رسمي_كردن رسمي رسميت بفرماييد تفاوت_قائل_شدن فرق فرش جوجه_كبوتر دانا فرزانه كلاه عمامه فضول فضولي_كردن پيچ چرخش خفه_شدن طويل سودمند_بودن فايده سوت_زدن سوت هياهو سوتزن فكري فلان فلان_و_بهمان مسيحيت كشور_فلسطين فيلم_سازي بازيگري بازيگر_فيلم نويسنده_فيلم فيلم_نويسي تفنگ_سر_پر زن_هر_كاره صفتي_براي_مردان فيلسوفانه فيلسوف تامين_مالي_كردن مالي تامين_مالي اسم_دختر_است فنجان فندوق نوعي_چراغ جرعه فرانسوي رود_فرات ناهار واكسي فرچه مسواك فريبا چند_مليتي به_راه_انداختن مو تاكستان زياد خيلي فرفره محل_پرواز پرواز_كردن آسوده_خاطر_بودن علف_خوابيده ناگهان_چرخاندن اشك مشعل_دار تنوردار فر تنور سوراخ_بيني مهماندار خلبان سبك فروشنده فروشگاه فروشي فروش رنين تلاش_زياد تكه_تكه_كردن باد_شديد تميز_كردن_بيني چسيدن فش_فش_كردن فس_فس فشنگ سرماخوردگي جيم_شدن گيلاس_ترش فضولات_اسب صداي_بيني لباس_مجلسي_زنانه موش_خرما پسته گره_ساده تلنگر درازي طويلي سوت_سوت_زدن تلفظ_بي_صدا فيزيكي صداي_زوزه_باد آتش_فشان صدايي كراوات كانون محل كلاه_لبه_دار عكس تصوير فراكسيون جناح صداي_فوران_آب فوران جوشش خلبان_موشك خلباني_موشك موشكي موشك بز_نر_كوهي گالري جوراب_پشمي_ضخيم ماهي_بزرگ گاوميش گله رمه چوپاني شباني ذرت پادگان سورتمه سورتمه_راندن سورتمه_ران سورتمه_راني سورتمه_اي راننده_گاوآهن گاوآهني ميدان فلكه گاو_نر_بودن وجب_كردن گاوچران كافر شكايت گلايه شاكي گلايه_اي گله_مندانه سنگ_گچ فقير گدا گذرگاه_كوهستان تهديد تهديد_كردن تهديد_كننده مفصل_انگشت قابليت_دستيابي گيج منگ گيج_شدن گيج_كردن اسم_زن گيلاس وفور زيادي جمعيت دره آيا غبغب كثافت نجاست كشتي_بزرگ با_سروصدا_خوردن كثيف نجس كشتيران كشتيبان گنديدن گنج دفينه گنجينه گنديده فاسد فاسد_كردن گندم گندمي_رنگ گند لپ گردش گوجه_فرنگي موثر برانگيزاننده گردن گيتي جهاني خرمن دعوا دعوا_كردن ضروري بايد گروگان وثيقه گردشگر گردشگري گردشي گريلا چريك جستجو_كردن جستجو گرم گرم_كردن حرارت گرما گرماسنج گرما_زده_شدن حساس_به_گرما مسافر ولگرد گردآب جريان_گردش_كالا جفت_گيري_مارها جريان_گردش_خون گروسي بيجاري گاو_آهن شهاب_سنگ پرحرف وراج پرحرفي_كردن روي_زمين_كشيدن روي_زمين_غلتاندن مزخرف_بودن شبيه_كولي گوهر جواهرفروش متمايل_به_خاكستري بزرگ گلو گلوگاه دولتمندي توانگري گز درخت_گز هويچ فرصت_طلب جارو جارو_كردن رسيده تغيير مردمك_چشم پرده_چشم خواهان مدعي نوعي_انگل_گوسفندان باارزش گرانبها سنگيني حاملگي آش ظرف_سوپ_خوري شيربرنج جبران تلافي نوعي_اسباب_بازي گره_گره درهم_وبرهم پيوند رئيس گره توپ_فوتبال اب_دهان بزاق گريه اهميت گريه_كردن گريستن مشغول_شدن چرم_سازي دباغي گلابي_وحشي وضع_كننده_قانون صورت_جلسه خلاصه_مذاكرات خيش_گاو_آهن همه گياه گياهان_دارويي علف_هرز هويج فجر خشك ترد خشكي تندي جهاني_شدن درياچه_زريبار گوساله گوسالگي گوساله_چران طويله_گوسفند صخره_بزرگ رنگي دهقان دهقاني جوراب نوبتي_كردن خواهر_شوهر قبر گورستان كود_حيواني گور گوشه زاويه_بند زاويه_تند قصاب گوشتي گوشتخوار سخن_گفتن سخنوري جدل ضرب_المثل گفتار_كوتاه مجله رقص_دسته_جمعي رقصي رقاص رقاصي گارد محافظ مراقب قوزك_پا مدفوع خشتك_مردان گوشواره دگرگون_كننده تبعيدي حملي شنونده استراق_سمع شنوايي گوش_خارجي گوش_دروني گوش_مياني متغير بي_قرار نوسان تبديلي تغييري دگرگون_كاري سيار دوره_گرد فك_پاييني_اسب نوعي_ميوه_كوهي ترسيده ناكام نامراد جوانمرگ كشتي_گير گلاب برف_روب گلابتون گل_آفتابگردان اسم_كوچك_زن خزه گلدان گل_آفتاب_گردان آفتابگردان كشتي_گيري كشتي گل_فروش دسته_موي_دختران گيسوبري حلقه انگشتر گلستان طرحدار گل_كلم توپ هرچيزگرد تاج_خروس گل_وگياه گلخانه گلخانه_اي گلزار مظنون متهم_كردن متهم_كنندگي متهم_كننده سوسمار كتك پيراهن گمرك تطبيق_دادن گنجاندن روستايي خربزه گناه مرتكب_گناه_شدن گناهكار مجرم گناهكاري مجرمي مرض_فتق مظلوم فرفري كتيرا_گياهي موش_بزرگ_مزرعه كليه_چپ نام_مرد آتش_روشن_كردن مشت حلقه_كوچك كچل بسته_بندي_گندم گرز نگين شلوغي اجتماع گواه شاهد_عيني گواهي شهادت گردو سيب_آدم لك_لك كلاغ شخص_الگو در_حالي_كه درحالي_كه معلول ناقص اينطوري هار_شدن غرش_امواج شلوغ هار طفره_رفتن حاشا محصول بي_رمق رفت_و_آمد آمدن بهبود_يافتن سروسامان_گرفتن تابستان ييلاق ويلا فرياد اورژانسي شكل روش شيوه هوشيار هشداري مفت_خور هنوز_هم كمي بهانه پرحجم صفت_شتر حوصله آهسته آرام_آرام از_بين_بردن از_بين_رفتن هفته_نامه پيمانه پياله هفتصد انحصار لايق چوب_خشك_خاردار هنوز خزنده انجير تعداد تخم_گذاشتن تخم_مرغ اگر نيمرو اتفاق_افتادن حل_كردن از_نظر فرار_كردن به_كار_بردن سرودن شعرگفتن شاعر شاعري البته له_كردن له_شدن له_كننده مكان_دور_دست ميوه_شل_شده له_كردني فرارسيدن اتفاقي نيت لانه آشيانه نابودي فروپاشي از_خودش خودماني نشانه نماد حداقل همشهري مقابل بغل آغوش صبوري شكيبايي شكيبا باحوصله يكرنگ مشترك هميشه تمام جنبش_اتحاد_كردها باربر جمعي گروهي دلقك شوخي_كننده هم_رديف اتومبيل عنكبوت_پير زنداني_كردن اثبات_حقانيت حق_دار حقوق پيوسته مدام همانطور همه_جانبه آدم_پوچ اشكال_نداره هركسي هراندازه هر_چه هميشگي منظقه_فدرال گل_و_لاي حمله_بردن داغون_كردن حمله_كننده زن_نازا ابريشم آرام_كردن_اسب هرروز تحريف_كردن عصباني_كردن عصبانيت همچنين نيز مثل نياز سهل سهولت آساني سهل_انگار حساس جعبه قوطي حصير زيرانداز اوضاع_و_احوال متوجه_شدن رنگ_آبي سرسبزي اسيري اردوگاه_اسرا حشيش خواست با_احساس استخوان درشت_استخوان شتر_بزرگ هشتصد خورشيدي آبرو_ريزي_كردن حتما بخارداغ باسن متحد رفاقت حامي شلوار_زنانه_كردي نوعي_بازي هم_نظر_بودن مرتبط اشتراك همبستگي وابسته اشتراكي معاصر گردهمايي هم_صدا تضاد ملاقات ديدار همديگر نوعي_گنجشك مايه همگامي همراهي وابستگي حمايت طرفداري اميد اميدوار شلختگي شلخته خمير_درست_كردن خمير مايع_خمير خوراك_سيب_زميني همسر همسري همكاري شراكت معادله كشت_و_كشتار همديگر_را_كشتن هم_خانه_اي هم_مليت هم_مليتي جمله_سازي يادگرفتن فهميدن سهيم هم_پيمان هم_پيماني مصاحبه مصاحبه_كننده شريك لجباز لجبازي ابريشمي رئيس_مشترك شريك_جرم درك_متقابل هم_سن_وسالي يكديگر كمك_و_مساعدت با_هم هوا معاق_ماندن هوا_شناس هواشناسي هوا_سنج هوا_سنجي داد منطقي محافظه_كاري نيازمندي محتاج نيازمند هوو تلاش_كردن تلاش كوشش درخت_تبريزي زاغه غار پارس_كردن_سگ حوض_آب ديگه_نه افسوس حيف اي_واي هستي تعجب_كردن واي_بر_من واي_خدايا افه حيف_و_ميل مهتاب مهتابي قمري حيوان_پرورش_دادن قدرتمندي قدرتي نيرومند تاب دوستدار نيرو آستين كلاغ_نر تأثير به_ثمر_نشستن تصاحب_كردن حيله_باز حيله_بازي خروشان فوران_كردن ارقام آماري ارقامي بلند_شدن بخار مكيدن قاطي_كردن به_باد_دادن پررو صاف پررو_شدن صاف_كردن نابود_شده منقرض_شدن پوك_شدن تأثير_پذيرفتن باربري حمالي جلوگيري_كردن چالاك زيرك صداي_سهمگين_باد كم_كم حنا اناري فرستاده انار تنه_درخت بالاي_سر_چيزي محقق تمرين مقداري نام_زنانه كم كمبود درون هندوستان هند حنا_بستن توان معيار ملاك عسل غروب شفق مسئوليت_قبول_كردن شكم هر_هر پشم_گوسفند خيلي_پير شيهه_كردن_اسب پشمي گلابي برگ_ريختن_درخت مغز حصار سفت سفتي سفت_و_سخت باهوش هوشياري درك هوشمندي قطعي_شدن زن_هميشه_مرتب چماق حزن متفكرانه انديشه متفكر تأييد_كردن فاكتور مسخره_بازي ريسيدن نام_مردانه وحشيانه سلول بشردوستانه هنركاري هنرمندي هنرمند هنر نم_نم_باران ريز خرد تحليل_كردن مشروح ريزي همانند خرد_و_ريز شكنجه_گاه ستاره خريدن بسته_لحاف غيرقانوني امپراتوري ابتكار ادغام ايران عراق امروز اشاره_كردن شكنجه_كردن اسيد فلفل فلفلي اسيدي به_درد_آمدن داراي_درد دردي رنج لاغري لاغرترين پاك_كن منبع زهر سم مسموم_كردن زهراوي زهردار سمي مسموم_شدن زنگ زير پايين پاييني زير_نويس گسست براي از_طرف_ديگر از_طرفي لطفا از_ميان_برداشتن از_نو تولد اژدها عدد حسابي شمارشي حسابداري زن_به_زن زنانه همسري_كردن بيوه_زن محيط_زيست خوگرفتن خودادن مدافع_زنان خواستگار زندگي_كردن زندگي_نامه زبر داخلي بالايي زبرين هيئت_منصفه كاه كجاست كابوس كادر پرسنل كاهن اسم_دختران قارچ پير افتاده بع_بع_كردن پيري افتادگي ناكام_گذاشتن كمپ اردو سرطان آشوب بلوا آغل كار بزغاله سر_كار_بودن قره_باغ متصدي انبرك قندشكن فاجعه كارگر كاركرد كارساز سيب_زميني تاريخ_گذشته_شدن كاروان كاروانچي نوار_كاست كاسه خراب_كاري خرابه ويرانه كاغذ كاغذي نشخوار_كردن قزاقستان مسابقه دختر طاس دخترك دخترانگي دختري دخترعمو دختر_عمه دختر_دايي دخترخاله دسترنج دستمايه زحمت_كش برده_دار خوشحالي حال خوشحال شادمان شادماني خرچنگ اي_برادر سنگ_قبر داغ جوشانيدن جوشاندني آب_داغ كلداني دستبند درهم كناري بغلي كلم خار خاشاك اسم_مردانه كلهري داغي وصله_اي جوشيدن بهره بغض_كردن اسباب_و_اثاثيه ترشحات_جوش كم_كردن كماليست اقليت نداري كم_شركت_كردن كم_شدن كمين شكارگاه كمين_كردن كم_بودن محدوديت اقليت_قومي محدود كمتر كمترين نقص كم_خوراك خنداندن خندق خليج خنديدن لبخند خريت احمقي مرحمت لطف_كردن كركس تكه_اي كهنه زواردررفته كر ناشنوا كس شخص كش صرف_كردن_فعل متشخصانه شخصيت كشيش ناپاك كسي شخصي سبز رنگين_كمان به_رنگ_سبز بي_كس شكسته دچار_دردسر_شدن كمان پرانتز قاشق قاشقي كهن مسئول_سابق باستان‌شناسی كبوتر خرگوش كبك كدبانو كوير كوكب كدخدا پادشاه دهدار ملكه موقعت كبدي جگري كباب مسيحي_قبطي دخترگي كفن مشخص_كردن مشخص كلام قرآن كلامي قرآني كلاسيك كيبرد_كامپيوتر انباري كلبه بدريخت كليد كيلو كيلومتر بمباران_شيميايي شيميايي كوتاه كينه جامه لباس_پوشيدن كينه_توز طناب ريسماني كرايه كرايه_كردن زشت خريد_و_فروش بحران كرمانشاه خريدار بازي_شطرنج كيسه كتاب_خانه كه ازشهرهاي_كردستان مهاجرت_كردن تبعيد كوچ كوچرو كوچروي كد رمز كلاه_عروس ريشه جمع_كننده كندن برده برده_بودن بردگي برده_داري تپه جمهوري جمهوري_دار جمهوريت جمهوري_خواه مجمعي انجمني جامعه_شناس اصطلاحي زغالي كميته قتل_عام_كننده ارتباط چادر_عشاير كنفرانسي كنفرانس چادر_نشيني مادي محسوس شوراي_رهبري شورايي شورا كنسول تماس كنترل_كردن محموله كپي_كردن كوور گود كور كور_شده مركز مركز_علمي جاش جاش_بودن كاخ كاخ_نشيني وسيله_شخم_زني قر_زدن مريض_جزامي كنده قرقره غرغرو كوچه كجا كفر محدب كوژ درد_و_رنج دردمند دردمندي كلفت كنيز درد_و_غم مجله_فرهنگي حفره كنج كدو سفال_گلي پسر عميق عمق ژرفا پسر_عمو پسر_بودن كردها كردزبان نويسنده_كرد مدافع_كردستان كرد_گرايي كردي كردنشين كرد_پرور خائن_به_كرد كرد پسري فرزندي پسرعمويي كرمانج_بودن پسر_عمه كرم از_ته_تراشيدن پسرك پالاز لباس_ژنده چكيده بخش_كوتاه داستان_كوتاه كوتاه_مدت كوتاه_مدتي تاريخ_كوتاه فيلم_كوتاه زندگينامه_كوتاه لباس_زنانه_كردي نگاه_كوتاه خبر_كوتاه انتقاد_كوتاه كوتاهي پسر_دايي پسر_خاله كشتن سرفه_كردن سرفه_كننده خمره حلزون_گوش لال لالي مواجه رويارو شوخي التماس تضرع فرزند لاغر_شدن ضعيف ضعيفي ذرت_هندي اما لكن پوشاندن هنرپيشه هنرپيشگي معذرت ماليدن سيلاب تجزيه_و_تحليل لكي پژوهش پژوهشگر تامل انديشيدن آب_گل_آلود گل_آلود_بودن رويكرد ديدگاه لنگر_انداختن لنگر_كشيدن اسكله لنگرگاه پلنگ مسول لرزيدن لشكر لب_پاييني لب_بالايي از_اين_رو بازي بازيچه عجله عجله_كردن به_عجله_واداشتن پهلو_به_پهلو همراه_اين همراهي_كردن ماندن_با پوشش بهم_خوردن بندر ليمو مجموع دبيرستان ليست فهرست پشم_بره پرتحرك لري اوج اهرم مگر بوسيدن روبوسي_كردن روبوسي ماچ معده حق حق_گرفتن حقوق_بشر مافيا حقوق_شناسي حق_طلب بهانه_گرفتن بهانه_گير اعليحضرت ماكاروني نظام_اصلي خر_ماده قانون_اساسي ماشين اسم_شهر خانه_خراب_شدن خانه_داري تشكر خانوادگي دختر_ترشيده جاروكردن خانواده_عمو اطلاعات خانواده_دايي عمويي_كردن استادي معلمي كرم_پوستي خسته ماه مهريه مار عقد_كردن عقد_كرده درياي_مرمره ماشاءالله ماسه ميز ماش ماهي ماهي_گرفتن ماهي_گير ماهي_گيري ماهي_خوار رسانه_جمعي ماست ماست_درست_كردن منبع_ماست مبهوت مدت ماندگار مونث هدفمند هدفمندي منظورشناسي مجبور_كردن اجبار مجبوري مجلس سيني_بزرگ ماهانه محله محكوم_كردن محكوم زنداني سرباز_ارتش_تركيه به_تحليل_رفتن مخ مكيدني مغزي ذهني پتك شنا_كردن روحاني_گري آخوندي روحاني ميل تمايل زن_شيرده مامور پيشاني_بند مقام قيچي_كردن قيچي پرستو شوهر_كردن مرد جنس_مذكر مردانگي شجاعت علاقمندي مراسم شرط_بندي بخشندگي_كردن مرد_بيوه مرحوم انسان_دوستي انسان_دوست انسانيت انسان_شناس انسان_شناسي انسان_پرور انسان_پروري شوهر_كرده رادمرد جنگاور راه_پيمايي_كردن مگس پيام كندو مساله جنگلبان مشهدي مشهد مست سرخوش راه_پيمايي مستعمره استعمار_گر استعمار_شدن استعمار_كردن استعمار استعمارگر متر واحد_طول متر_مكعب مترو مهمان_دار مهمان_سرا مهماني مهمانسرا ميوه ميوه_اي انگور ازشاعران_معروف_كرد ولادت_پيامبربزرگ_اسلام كشمش ماموريت ميداني بوزينه جنازه_بردن جسد مرده_شور غسال مزار تما_شاگر تماشاگر مذهبي بزرگ_كردن عظمت جديت مفت ميش نمايشگاه موضوعيت موضوعي جذب_كردن مكش جذب بچه_شيرخوار اشغال مشغول ملت مردم مليت مردمي ملك معمار مين مثال مينياتور اعتراف_كردن اعتراف_كننده امير سرور شاهزاده ميراث مرجان نامي_دخترانه مرده مرغ شاهزادگي اميري آدم بشريت آدم_خواری آدم_خوار نام_خوراكي_محلي معبد_زرتشتيان مسلمان مسلمانيت مسلمان_بودن آفتابه مشت_كردن مشت_زدن بازي_بكس مصطفي دسته_گياه مشتي ادرار_كردن اسطوره_شناسي متاسف متاسفانه كشور_ميانمار ميو_ميو_كردن ماساژ_دادن شاشيدن خبرخوش مژده زمزمه_كردن مهلت موز زنبورعسل ساندويچ خميده_به_جلو مراقب_بودن گوشه_گير منزوي موكل دهيار مسئول_ده موزه موسيقي_رپ موسيقيدان موسيقي ناچار ناچاري نامه_نوشتن نان مهمان_نوازي نانوا اسم_كردي_دخترانه پرهيز خودداري شناخته_شده فرغون شناسنامه هويت تلمبه_زدن تلمبه_بادي ناسيوناليسم نام_بردن وساطت نامبرده مذكور منطقه_اي مشهوريت برجستگي مشهوري اسم_دستورري اسم_معني مركزي بين_المللي مشخصات آدرس ناز_كردن نازك ظريف نازكي ظرافت نازيسم نه نخير پرهيز_كردن نشدن بدي_كردن بيچارگي نيجريه شكارگري شكارچي شكار نفر واحد_شمارش نفس_حبس_كردن نفس_كشيدن پتروشيميايي غايب نارفيق نااهل نهمين نهصد نحس شوم نود عدد_نه ناكار غير_كرد نم رطوبت نماندن بويژه مخصوصا جاويدان ناخن_گير كبك_نر بزنر بد نر مذكر مريضي بيمار ملي_گرايي ميهن_پرستي ملي سرانجام ميان وسط پرهيز_كننده امتناع_كننده بزدلي پهلو نقشه بيسواد بيمارستان خائني خصم منفي ناداني حماقت نادان جاهل عدم_شفافيت گل_آلود نزديك_كردن خويشاوندي صميمي نگارساز تابلو منتظر نژاد_پرستي نژادپرست نمره الگو نيست بحث_كردن بحث_كننده بحثي تبادل_نظر حك_كردن غيبت_كردن غيبت بدگويي آسيب ارزش قيمت ارزيابي ارزشيابي نشان_دادن نشان علامت مشخصه ماه_كردي_برابرآوريل زير_نگه_داشتن ناگهان سرزده ميهني ميهن نصف نيم نصف_كردن خوابيدن بن_فعل_نوشتن نوشته ناقص_كردن نويسندگي نويسنده نوشتاري نصفي نصف_روز ظهر نيمه_مستقل بارندگي كم_ارتفاعي كم_ارتفاع نخود آبله_مرغان نوش_جان نوبهار خبرنگاری اخبار نو تازه نوگرايي جديد تازه_كار مبتدي تازه_كاري تجديد_كردن نوكردن تظاهرات امتياز نماينده_كردن نمايندگي نوش_جان_كردن به_هم_پيوستن نوش سازمان_ملل اتاق دين ديندار دينداري صومعه عمليات غريدن خودمختار پهن پاپ محافظت سلطان بعداً عقب_عقب پادشاهي پاسبان عقب_ماندن نام_خانوادگي پسوند يقه يقه_باز پسرو سنتگرا پاييز پايتخت ياد_دادن اعتماد باندپيچي_كردن پيچيدن پيچاندن قنداق_بچه ضرورت پهلوان پهلواني اقيانوس قابل_پذيرش قبول_كردن پذيرش قابليت_پذيرش خواهان_پذيرش جمع_كردن مسخره طنز تحقق_يافتن مجرب باتجربه چسبيده باهم چسپيده برگه موج پخش كفش نوعي_گياه_هرز سنگ_بزرگ كته پنبه پناهنده پناهندگي شناسه پنجه پنجره پنجاه پنجول چنگول_زدن پنج_شنبه نصيحت پنير قدم خودكار قلم پريروز نفخ پارچه تكه_تكه_شدن پرده_ساز حرمسرا دربار معبد نظام_اداري نظام سامانه مواجه_شدن پريشان پريشان_كردن پاره_پاره_شدن لايه_باسن پرور تعليم پرورش پروري انبار پيش جلو پيشواز نمايش_براي_مسابقه پيش_بيني جلوي پيشرفته پيشاهنگ رهبر پيشگيري جلوگيري مقدمه پيشگفتار رويداد پيشامد مدح ستايش قبلي اولي هديه پيشكشي مجري پيشرفت فدايي پيشمرگ پيشمرگ_كردن ستايش_كردن پيشنهاد_كردن پيشنهاد پيشوند پيش_بند پشه پيشرو استقبال_كردن استقبال پيشوازي راستي خالص نفت چسبيدن وصل_بودن چسبيدگي پيوستگي لزوم پيامبر بخيل پياده خبرنگار نمايان پيدا پيدا_كردن پيرو اجرا_كردن مجسمه_ساز پيمان معاهده كلمه_سازي گوسفند بزكوهي لگد طرح پله نردبان درجه_حرارت ترش_كردن كم_و_بيش اكثريت پيرزن پير_مرد جمع جمع_دستوري كثرت انكبوت_پير پروژه بيشترين سوال سوال_كردن قضيه پرسيدن پرتقال تكه پرتقالي_رنگ كتابخانه مركز_صنعتي صنعت ماوراي_قفقاز بعد_از پشتيبان تاييد_كردن استاندارد استاندارد_كردن پياز بورس مطرح فرسوده_كردن برنامه_ريزي_كردن پولاد فولاد بجث مناظره پليس سياست موي_سر موزرد موبور پشيمان نادم پشيمان_شدن ندامت پشمياني اداره_پست موضع سنگر اصول اصل تبليغات پروسه روند پروتئين اعتراض_كردن پروتكل قرارداد تحريك_كننده نكته پوچ توخالي خالي تمبر قاچاق صحنه لايه_لايه ميدان_هاي_دفاعي فرق_سر كاميون قد اندازه قاطر استر باصطلاح مثلا لايه طبقه قبيله قبرستان تمام_كردن ممنوع خشمگين_شدن چاق گنده منطقه_قنديل سروصدا فريزر ثبت قيسي اتفاق قله_كوه الكي_مشغول_شدن مچاله كنترل كوكائين شن_و_ماسه كوني قور_قوركردن دانش_آموز قيافه ماضي پايه_ريختن مصدر_مركب راديو بازداشتگاه راهبه حكمران درگيري كشمكش رقيب نزاع انديشمند سياستمدا_ر سياسي بوس ماچ_كردن ران بخش_بالايي درست_صحبت_كردن واقعي مستقيم ويراستار ايستگاه متوقف_كردن ركود_اقتصادي حالت_امري حالت_شرطي حالت_اخباري جانور_شكاري عصب_دنداني افكار_عمومي سر راز بستري_كردن انتزاعي راضي خوشنود راهحل راه_و_روش راه_آهن راهزن سارق هيئت_تحريه منحرف_كردن ريش طاقچه قفسه شانه كتف مبدأ ريشه_دواندن عصب_بينايي مطلق_كردن مطلق_بودن عصب_شنوايي آسودگي_خاطر راحتي آسودگي رحمت روان سليس زغال_سنگ زغال_چوب قفسه_سينه توافقنامه تنظيم_كننده نوكري رنده حالت وضعيت رنگ_كردن رنگارنگ به_رنگ_صاعقه صفت_كيفي صفت_توصيفي صفات_نامعين صفات_اشاره_اي صفات_پرسشي صفات صفات_ملكي صفات_عددي رسم_الخط سر_و_صدا لاك_پشت_آبي سخت_افزار رقص_كردن مشكي سياه تاريكي_تمام سياهي سياه_و_سفيد بدبين اصيل نقاشي پيوستن عنبيه چادر_سياه گريز رهبري دوان_دوان اسب_هاي_وحشي روباه فراري كثيف_كردن مشروعيت راهي براق_شدن براق روشنفكر قيدي ظرفي پارس_سگ سازماني انتقاد گياه_نعل_اسب طرف از_طريق جاده_آسفالت مسير_دوچرخه راه_ميان_بر جاده_لغزنده راه_شوسه شترسوار ساربان خشخاش_معمولي خط سطر احترام_گذاشتن رديف_ايستادن نظام_مادي احترام رشته_كوه سريال مجموعه_نوشته_ها مجموعه_كتابها رديف_به_رديف دستور_زبان رزين لاستيك رزمگاه نبردگاه دستيابي ريواس برو ريش_بلند زردچوبه ريحان ريش_بزي ريش_زبر موجود_زنده ريش_قرمز ريش_راهي ريش_كركي غذاي_بي_روغن ريختن لج_كردن لج لجوج ركاب_اسب قفس خرزهره نيزه خوشگل شانه_چوبي_نساج هموار خاكستر رنگ_خاكستري جذر ريش_سفيد افسار عنان رزق روزي موقعيت نخ_ريسي لجن بيضه فتق ريش_گرد زبانه_آتش شعله انبوه متراكم مجراي_اسپرم_بر رستگار نجات_دادن فرسوده پوسيده فرسودن پلاسيدن پوسيدگي فرسودگي رازيانه پلاسيده غرب رود_خانه ملخ_سياه شرق روز_به_روز روز خورشيد طلوع_كردن_آفتاب نيمروز روز_پدر روزانه دستمزد_روزانه روز_تولد روزهاي_استراحت روزگار خاورميانه شرقي روزه روزه_گرفتن تقويم_شمسي تقويم_قمري تقويم_ميلادي روزنامه_نگار روزنامه_نگاري يادداشت_روزانه نقش نقش_اصلي كشور_تركيه رمان نور_ايجاد_كردن رنسانس خراش روي_دادن مقايسه روبرو اخم چهره رويگردان تابان درخشان چهره_گرد روح_گرا سرخاب روژلب اصلاح_كردن_ريش روغن روغن_بهاري نشاندن نيمكت صندلي مقيم ماهي_تابه صفحه_آرايي پريچهر سرافكندگي روسياهي سرخ_رو بي_آبرو بدنام بيپول لخت عريان لخت_گرايي شرمگاه روده روده_كور روده_بزرگ آپانديس روده_كوچك روخواني_كردن فروپاشاندن فروپاشيدن سطح_آب سال تقويم سالنامه سرد سالم ارگان سجده علت_و_معلول دبير_كل تخته_سنگ_بزرگ سمبل سمينار تحميل_كردن مصدوميت سه_جانبه ريختن_روي سر_بريدن سر_و_صورت خانه سربار_بودن آزاد_كردن خاطرات سربلند مستقل_شدن استقلال منشا بازديد سردار جنگ_سرد سرزدن رياست فرماندهي_كل_ارتش فرمانده_ارتش سردرد دردسر مراقب_خود_بودن ابتدا تغيير_يافته قيام انقلاب سرشماري پيروز سرما سرمايه افزوده اضافي رياست_جمهوري فرمانده_كل_ارتش رئيس_جمهور نخست_وزير سر_اسقف صفحه_اصلي بي_تفاوت سرسري الكي سرتاج روي سه_شنبه سيب ميزان پيچده سومين سوم سايه سايه_دادن فردا سفارش سفره اسيدي_شدن سيلي شعار_دادن سنجد ختنه_كردن سينه سيني مرز خانم خاتون سست سفيدي_تخم_مرغ سفيدي تبعيد_شدن تبعيد_كردن غير_نظامي سواره_نظام_آهني سياستمدار كيفردادن بخاري قرمز سرخ بيماري_سرخك شور سوختني شوروي قول قول_دادن تعهد رازداري گوينده استاديوم خواننده_بودن خوانندگي_كردن گردن_كلفتي_كردن كلفت_بودن بدبدخت سو_قصد طبيعي سوريه شاد_كردن مكتب_شافعي كارآموزي_كردن شاهنشاهي نمايش تئاتر شهردار تمدن اشتباه_كردن شاخه شاخه_شاخه شهيد جنگ_كردن حيا خجالتي شرايط جنگجوي_مرد جنگجوي_زن شب_تاريك نشست_شبانه شبانه مشاور شبيه_بودن خشونت شكستن شك ترديد مشكوك جنگ_چريكي خيس قسمت_جلوي_سر خيس_خيس بهتان توهين چك شير شيشه ميله نهال چوپاني_كردن شعبه شمشير توليد_كننده_شمشير شمشيرگر مثل_شمشير شمشيرزن شيشه_اي بكار_بردن راننده_تاكسي غارت غارت_كردن غارتگر غارت_وار دستورات مزه طعم تنبور فشار_خون_داشتن فشار_خون تاريكي صبحانه خوشيدي خورشيدوار شتاب_بخشيدن نيروي_جاذبه تاوان شتاب شتاب_دهنده مقعد مخصوص ويژه خصوصيت ويژگي عزادار سوگوار يك_ماه_كردي تجاوز_كردن معالجه تدبير راهكار وحشت فهم تلخ_كردن تلخي لبريز مختلط رابطه تكنيك مبارز تلاشگر ياور تلفن تلويزيون تماشا ديدني تماشا_كردن بيننده تندرستي فقط آهن_پاره تنگ تنگي تنگدستي دفتر توپ_و_تانك تئوري نظريه صداي_رگبار انفجار تركيدن سيراب_كردن سيري عوضي ترك_كردن ترور_شدن ترور_كردن تروريسم تروريست ترور خورجين_قديمي دوك سازمان_ضد_گريلا تسليم شكست تسليم_شدن تحسين هلهله خم_شدن تغيير_كردن دگرگوني به_تعويق_انداختن برادرشوهر تشنه_نگه_داشتن تشنه_كردن وحدت پر_از خواهش_كردن خواهش انگشت_دست تشنگي حرف_الفبا حرف_واژه غليظ_بودن غليظ_كردن گوزيدن تير_زدن غلظت تير_كمان ترش ترسيدن ترياك شي وسايل چيزي شيئي چيز_ميز تفنگ طواف افترا گردهم_آوردن گردهم_آوردي تن شبكه_اطلاع_رساني توبره نجيب_زاده شبكه بذر انتقال توت هرگز هيچوقت تند_و_شديد و_غيره خلا سوراخ_گوش_مياني حفره_رحم گراز_وحشى اينجا باز_آوردن دوباره_بستن گزينه انتخاب ميان_بر بازشدن گشايش اين_بار كنده_شده بازگشت برگرداندن عودت_دادن تغيير_دادن دوباره_زنده_كردن روشن_شدن باز_بودن خاموش_كردن دراز_كشيدن قابل_جذب قابليت_جذب مكنده مكيدن_پستان خاموش_شدن نصب_كردن باز_نشدن رسم_كردن سل استفراغ_كردن بدرقه_كردن مخفي سربسته بايستن توقف دراز_كردن فراخوانده_شده اسهال اسهالي اراده اينجا_و_آنجا به_بعد نوزاد دروغ_دروغ نگرش واليبال واقعا! عجب آنها زمينه بشكه بي_اولاد مفهوم معني معنادار شغال توره واي متروكه متروك ادب_دوست اديب شبيه يكساني ميهن_پرستانه به_دنيا_آوردن داستان_مصور عكاس نقاش عكاسي چرت چرت_زدن ويران_كردن خانه_خراب گل_سرخ طول_ميكشد نترس مترجم ترجمه_شده ترجمه_كردن كار_ترجمه انتشارات توانايي وصف_كردن نشريه ناشر منتشر_شده خستگى بيزارى خسته_كردن خسته_شدن بيحال مدعو مانده بوي_بد_اجساد اي_بيچاره وزارت وزارتخانه_امنيت وزارت_اقتصاد وزارت_كار وزارت_امور_خارجه وزارتخانه وزير_دادگستري وزير_امور_خارجه ولايت ولي گم_شده چپ_چشم آنجا شكمي پارتي_شبانه درخت_آلبالو انرژي چشم_انداز سو_سو چنين قالي جايزه پاداش تاسف غم ناراحت آراسته_شدن نيكي رويا خيالي نااميد_كردن قهر_كردن خزينه غيرت مسيحي حواس_پرت كارهاي_مراقبتي خدمتكار خراسان پسر_جوان خارش ناشتا آبشار_كوچك خودپسند_بودن استعفا_دادن صاحب مالك صاحب_دولت همچنان_كه استعفا استقلال_طلب خودسر خوش طبيعت اختياري غيراجباري خون اي_عزيز يادگار يادبود يا عدد_يازده يازده يار يك متحد_شدن مرتب_كردن همدل مفرد اتحاد_شوروي يكشنبه يكسره يكتا واقعيت يونان رام_كردن اسم_پسر مال_و_منال ضابط شير_آغوز مقررات رشته_كوه_زاگرس دانش علم دانشكده خوش_بيان زبان_تند_وتلخ بچگي بروبچه_ها برو_بچه زاييدن ميلادي هندوانه اضافه زياد_كردن ازدياد ياد كنجد زهرمار تيز_هوشي ناتوان زنبيل_فروش ساعد زنگار طلا_كاري_شده پلاسما نماد_تلخي پاكت_نامه زرين_طلايي بيماري_زردي_گرفتن طلايي زرگري زرگر سرسره مزرعه ازدواج_كردن زيتون شكمو خيلي_شكمو شكم_درد اسم_دختر زبان_مادري گس زبان_كشي زبان_شناس زبانشناسي زبان_دان زين زنجير زيور_و_زينت زيپ خيره_شدن نوعي_درخت اولين_تلالو_خورشيد زحمت باريك ملكه_زنبورها آهك زر_زدن پز_دادن آهني نقره نقره_اي زبر_بودن زمستان زبربودن روزنه ضرر زيان ضرر_رساندن صداي_دلنشين غول_چماق زورگويي زود منقل الغاكردن عذرخواهي_كردن آپریل جستجو_کردن احضارنمودن استواری استحکام زﻣﯿﻦ_ﺧﻮار دورنما زمینه مایه پشتیبانی سرین بادام وابستگی بستگی کفیل ضمانت وزیر خباز بیمو برهنه ماهی بالون بادکنک قرعه_کشیدن لعن_کردن لیوان صلح_جو صلحجویانه صلحآمیز مسالمتآمیز وغ_وغ_کردن اساس اساسی پایه فشار_دادن فشردن پایتخت آغاز_کردن شروع_کردن شست انگشت_شست باختر خلیج_کوچک بیرق رنگ_شنی ریش زیبایی جمال تختخواب رختخواب لایه کف زنبور تشییع_جنازه قبل_از آغازیدن شروعشدن برای_شروع منشأ_اصلی در_آغاز در_شروع ادب_نگاهداشتن نظاره_کردن منتظر_شدن احسان معدن بیشترین بهترین تخت سفیدپوست بلدرچین سبیل دوچرخه_سواری_کردن شکل شیوه فرم طریقه برجسته گزارش_دادن اطلاع_دادن کامپیوتر علمی بنا تمام_کردن تمام_شدن سیاه مشكی اخاذی_کردن نابینا تاریک کور ناپیدا جوشیدن مطالعه لبه لبه_گذاشتن خالی سفارت سفیر هم_مرزبودن قبیله رنگ_نقاشی رنگ_کردن رنگ_شدن کلیه بوم تقسیم_کردن بخش_کردن دپارتمان درگیری اتصال_دادن پرنور عینک پل سطل گاونراخته یافتن پیدا_کردن اثر_سوختگی بینی ژست بی ابتیاع توسعه رشد رشد_کردن بزرگ_شدن بتوسط تاکسی دستهبندی کاباره کلم اتاقک بداهنگی چهارچوب قاب کادر کافه قالب صدازدن صدا_زدن دعوت_کردن احضاركردن فریاد_زدن اردوگاه قادربودن آبراه کانال شمع_ساختن بیجان سرپوش کلاه کلاهک سرمایه عنوان_دادن ارابه واگن مواظبت نگهداری اندیشه دلواپسی بی_خیال اخذ موجب انگیزه احتیاط اخطار مجوف_کردن موقوف_شدن یاخته زیرزمین اصلی مرکزی جراح آهو خراشیدن اتاق_خواب باب سوره سیرت نهاد منش پنیر طفل زاده لکه عیب تیرگی ابری ابرآلود ابرناک زغال_کردن سردشدن سردکردن خونسرد سرماخورده جمع_اوري ستون رخدادن ناشیشدن آمده دستور گماشتن مشارکت_کردن رایج معمول معاشرت_کردن انجام_دادن تكميل_كردن اجزا فشرده_کردن رايانه نهان_کردن دلواپس_کردن پایان فرجام مباحثه_کردن جدل_کردن ادامه_دادن مستمر مداوم بیوقفه هم_بخشی_کردن معکوس_کردن تبدیل_کردن خنک خوددار متین جسور بیپروا ضعیف اندک حسابی تار رابطه_داشتن قیمت_داشتن سرفه_کردن بیرون_شهر دنبال_کردن باک بان بانگ باریک باستان بازی چادرنشین چاک چاشت چین فیل گرفتار گشت گزر ژاژ کامل کاری کبریت کل کلک کرد کرک کرمانجی کشت لیک لیکن سوپ کام کنار اينك آری ریشه لاغر اردک سایه سه ونگ شادی ائتلاف غرض ضمیر ما ایشان ضمایر در_داخل چون مر_روز ظمر معمولا يواش بسته نارنجي خاکستري حرب مرض باز زرد جایزه منظور ممکن معرفی_کردن رها_کردن افزوده_شدن محافظت_کردن رياضيات فوری هجوم چيز مکان موفق قوی شوهر عاقبت فریاد خطر_ناک حمل_کردن سلام_دادن ساکت گرد خبر_دادن انگلیسی انگلستان بریتانیا آگاهي_يافتن مطلع_شدن مطلع_ساختن آگاهي_دادن گاهی بندرت کی عاقلانه ماجرا پرسش پرسش_کردن سمت سفر_کردن بازیگر کارگر دعا_کردن قیامت اقرار_کردن وارد_شدن چشمک_زدن خفاش مارس پیراهن بغل_کردن دلیرانه دانه ازدواج فضا کیسه خوشرو پاکت غوغا طولانی ثنا_کردن قلمدان بازیچه فردوس بستنی اموزگار زوجه زردی بزرگی خوبی دیوار کسیف بزرگترین بزرگتر زیاد زیادترین زیادتر نیرو رخت ییلاق_کردن یحودخانه یحود یحودا یونس یونجه یونجه_زار یونان_زمین یوم یوم_احد یوم_جزا یوم_حشر یوم_کبیس یوم_کوکبی یوم_ققیامت یوم_شک یومی سلام یومیه یوسف_لقا یوسف یوسف_جمال یوسف_شیم یوسف_کنعان لقا تازیدن انسان_گرا خرد_کردن خردسال خرده خردمند خرده_فروشی خرده_گیر خرفه خرما خرمانی حامله_شدن حامل فرات زان سیفیلیس مسلم گرگ_سگ گرم_خون بیتاب بیتاب_شدن چپ_دست چپ_افتادن چپ_چپ_نگاه_کردن ساخته_کار کاشک باز_یافتن فسوسا کجا آزادی ﺧﺎک ﺷﻐل ذوق دﻧﯾﺎ ﺧواھر ﺧﺎﻟﮫ ﺷﻣﺎره ﺳﺑزه ھوا ﻣوی تاثیر ھﻣﺳر ﺟوﺟﮫ ﺷﮑﺳﺗﮫ ﺧﻣﯾر ھﻔﺗﮫ تکلیف وﺿﯾﻔﮫ ﻗرز ﻧﺎھﺎر ﻗﻧد وﯾزه ﺧواھش ﻣﯾز داﯾﯽ ﻋﻣﮫ کوسفند ﺻﺑﺣﺎﻧﮫ اوﻣﯾد ﺷﮭر گربھ ذاﻧو اﻧﮕﺷت ردﯾف ﻏذا ھﻣوار دارنده متاسفانھ ھمسایھ شام رختخاب بچھ لرزیدن سوار_شدن خواستن آرزو_کردن جنگیدن صحبت_کردن جشن_گرفتن امشب امسال چھ_وقت ھر_وقت ھر_جا سراسر بزور کمی ھمان چقدر بچھ_سبب ناگھان ھرگز ھمیشھ دیشب دیروز ھیچ_وقت آنگاه اکنون اینجا بیرون کاملا آھستھ ظھر برخی بعضی کدام تقریبا بھ_این_جھت چونکی ھمچنان اینک خیلی اعدام گاھی میان دیر نیست پھن کر قھوه_ای خطرناک سیر عمیق پیاده یواش کھنھ بستھ آشنای زیبا خستھ آبی خاکستری وحشی جالب صریخ کلفت پایھ اھلی تا دربارهء عیر بخاطر آیا چنان زاتا باھم اینھا دیگر چابک چابک_دست چابک_سوار چابک_شدن چابک_کردن چابکی زادن نال ماتم دیده ایام مصیبت سر_زدن حكايت جدايى ظن ظن_بردن ظنین ظنین_شدن اسرار مستور بانگ_نماز بانگ_زدن خواب_آشفته_دیدن خواب_به_چشم_کسی_آمدن خواب_خرگوش از_خواب_بلند_شدن به_خواب_رفتن آشفته خندان رو خنده_دار خندهی_خروس خنده_زدن خنده_آور آشفته_بازار آشفته_حال آشفته_روز آشفته_شدن آشفته_کردن آشوفتن دام امید سامان کنف سامان_دادن سامان_یافتن کنترات کنترات_بستن کنترات_کردن افتاده_حال افتان_و_خیزان افت_کردن افت افت_نشان_دادن پیام پیام_کتبی پیام_شفاهی پیام_آوردن پیام_برذن پیام_دادن پیام_فرستادن پیام_گیر پیام_نگار پیامبر کتبی امتحان_کتبی شفاهی اسلام دم ساز انتحار جانب نماینده محتویات منابع برگردان‌ مذاکره ریشه‌شناسی سیاست سیاستمدار سیاسی سرو کیمیا کیمیاگر میخ میخچه میخی گمراه گمره گمراهی گم_زدن گم_کردن گم_و_گور_شدن تقوا آدمی‌گرایی انسان‌گرایی اومانیسم گراییدن تریبون نمایندگان اعتدال بلد حمایت جز افسر هفتگی سوری سوریه دکتر وضع شاه مصدق پیروز خیابان فردوسی تجمع کشور حکاری جمعیت میلادی ترکیه مرکز شهرستان‌ شَمدینان آشوری هم‌مرز گویش سنی امنیت ترغیب هوادار کنفرانس مستقیم سابق مصر یکشنبه تلگراف افغان چادر_شب چادرنماز تامین رئیس جانماز مدیر تکذیب اقتباس اقتباس_کردن اقتباسان دیپلماسی اتحادیه اتحادیه_اروپا کودتا کابینه همسا مشکل باقی حزب حاکم شراکت وضعیت منصوب شرایط خاورمیانه میلیون تاریخ هرج_و_مرج پنجشنبه عملیات پلیس استفاده بهداشت تظاهرکننده مرداد ویدیو زیمبابوه تهران فعالیت‌ استرالیا پیشین افزایش لغو لغو_کردن زایمان تشویق فلسطین اسرائیل پاکستان بوییدن بویاندن بویا بوی_دادن مخالفت سلاح حکومت کاربرد گاز سمی مدافع اجتماعی اعلام شهرک کشته یکصد نیز تلفات کرده شیمیایی شیمیا داده‌ فیلم سایت‌ اینترنت تصاویر رای رای_دادن موافقت اسبق تحریم علیه تضمین شخصیت‌ کمونیست رسمی لبنان دست_کم سرشناس دقیقه شورشی آخرین فاجعه‌بار راکت‌ پرتاب قاهره گناهکار نگهدار پهلوی ویکی‌واژه پارتی قدیم تلویزیون توسط جهاد اصابت روسیه اولین لیگ دیدار تیم پرسپولیس ورزشگاه تغییرات پاریس فیلسوف ساده سرزمینی باورمند زهد عفاف نشسته‌ فلسفی تصادف تقسیم پارلمان انتشار پانزده سردبیر ایتالیا عبور مشکلات آنتی‌بیوتیک طبقه‌بند سوئیس جدید روسپی‌گر معاون ملل ناقض قوانین المللی صمیمی تقدم فارین استراتژیک آستان حیاط میدان گاوماده نامرد ریزریزشدن دیوانه اعتقاد بزه جنایت تقصیر خام قشر مرموز برش جمله کارکردن دایره ترجمه_کردن دیلماج محیط برونرفت دررو خروجی خارج_شدن بیرون_رفتن دمشق قربانی غیرنظامی مدیترانه تقویت هردو گریلا قندیل یادبود سردشت محلی آگوست بی‌نظیر ایراد شهید افشا اسناد خردل پیمان امضا سرهنگ جاسوسی استخبارات برهنگی کشاورز شکلات رسم_کردن تولیدمثل زادآوری چال رنگ_پاشیدن پارچه_داکرون کوه خوشمزه لذیذ آسیب زیان خسارت داماد لعنت_کردن رطوبت_پیداکردن نمناك حرکات_موزون رقصنده یارابودن دایی راکد عزیز گرامی جدال بحث_کردن مناظره_کردن جدال_کردن تودار نکول_کردن مرتدشدن معلوم پرداختن تغییر_کردن عوض_شدن تغییر_دادن دلشادکردن مطالبه_کردن خواستار_شدن درخواست_كردن دریا زمینلرزه زلزله دژم_کردن ژرفی توصیف بیابان ول_کردن نمایان_ساختن زبان_آلمانی آلمانی وقف_کردن فدا_کردن بیرونی هم_سخنی دیکتاتور فرهنگ_لغت رژیم_گرفتن منتشرکردن مستطیل دوختن زبانشناسی جهت سو اداره_کننده دوست_نداشتن قرعه رقابت‌ کمیته یعنی ملی کانادا اسلام‌‌گرا احتمال عصبی عصب بینندگان دوبلاژ فارسی قصر_شیرین کرماشان کاسبکار دلار توقیف فرماندار مبارزه شرق_کردستان محروم محکوم محکوم_کردن تأسیس کنفدراسیون امکان‌پذیر کارشناس قفقاز حیات فیسبوک کمپینی بین‌الملل دموکراسی شبکه تروریست داروسازی داروساز شخصی فارغ‌التحصیل پزشکی روان‌پزشکی جراحی افسردگی دوز تعیین شربت پماد قرص تنفس تهیه ویژه تکنولوژی میکرب تاریخچه مصارف معجون چگالی تشخیص موجود بدتر مداوا سرشک رشته حومه شواهد امور عجیب میکروارگانیسم چندین هورمون دانشنامهٔ ارگانیسم‌ واشنگتن‌ خلل ژنرال بازنشسته تصریح مشترک بلندپایه‌ بلندپایه‌تر بلندپایه‌ترین روابط گرایش دینی ابراز رعایت پرهیز کنایه ارجمند ادمين سورانی اردلانی جغد معمولی شرمنده مهر کفشدوزک پیوند مهاباد ارومیه سکته_قلبی فینال آسیا ویرانه بازیکن نپال حضور کرمانشاه لرستان مردم‌شناسی مذهب دیدگاه اهل_حق یارسان ارمنی مسیحی کلهری گورانی سرشمار دهمین اکثر آذربایجان آذربایجان_غربی ذهنی ذهن بیان_کردن ایده کیلومتر دامنه‌ پراکنده سلسله زاگرس میانی همدان زنجان سنندج بانه مریوان متشکل سرزمین جغرافیا ابتدایی‌ برخورد برخورد_تمدن‌ها تمدن‌ها فیلی خاور نشیمن کردستان_عراق ایلام بین دیاسپورا جاه ساکن دیاله بردوام دوام زاده_شدن سرم دیفتری مشاهده نسخه سوئد فرانسه مذاهب شیعه سوار قوم ایرانی جداشده ازبکستان تاجیکستان یزیدی لکی بادینی زازا نوروز نامدار سومری مربوط دور_ریختن مرتب_کردن مخالفت_لفظی کشمکش مخالفت_کردن اعتراض_کردن اعتراض منقطع_کردن منقطع بدخدمتی آب_کردن دورنگاهداشتن مزاحمشدن مضطرب_کردن مسواک گودال_کندن اب_پخشان سری استعداد بنابراین طبابت_کردن طبابت سندیت_دادن سندیت طبیعت طبیعی زاییده_شدن به_دنیا_آمدن متولد_شدن صحیح لمس_کردن دست_زدن پرماسیدن پر_کردن غم_انگيز پر_شدن گوجه_فرنگی خوک منجمد_کردن وقوع_یافتن الاغ یخ_زدن یخ_بستن منجمد_شدن هبه_کننده نقطه شک_داشتن فرود رویادیدن لباس_پوشیدن مته_زدن کوبیدن آبنبات سقوط نشست چکه طبل_زدن خاک دکمه تکمه کود دیگه دنیا رویا دلگیر اندیشیدن بگومگو پرده_صماخ دنیای_فانی آسانی مؤثر اکتبر دستکش اخشیج عنصر عشوه الماس غلطگیری_کردن احساسات تهی انتها انرژی بس انستیتو اشک بینالمللی تماماً تجربه بلوغ مردی توضیح توقع حلوا رهایی عيارگري_کردن تاسيس_کردن مساوی دامن جاودان ازل بقا ماوقع رخداد پیشامد ابدی ابرازداشتن تأهل اجراکردن موجودبودن بایش مخرج عزیمت انتظار_داشتن آزمودگی آزمایش آزمون محترق_شدن صادرکردن تمدید_کردن وسعت فراخی حد پهنا دامنه حوزه قلمرو خاموش_کردن عصاره_گرفتن سپتامبر روانی آفتابی شکست_خوردن پاییز متفاوت محکم ماندنی هرزه ولخرج فربه مقدر_شدن سور عرصه خواستار خوراک_دادن محسوس_شدن فلسفه فرج تب بادامزمینی مؤنث پرکردن پیچیدن نهایی پایانی غایی قطعی انگشت موسسه_بازرگانی صید_کردن بها قیمت درفش شعله_زدن سیل سیل_گرفتن قوت غذا بهجهت بهمنظور بهسمت فراموش_کردن آمرزیدن شکل_گرفتن گردون فلک ببعد قبیح قالب_ریزی_کردن روباه_بازی_کردن شامل آزادگی بتازگی رفیق ثمر مملو سرگرمی شوخی اشنویه کردنشین معنا متوسط دین سایر آداب ماکو دریاچه خوی سلماس بوکان پیرانشهر همچنین بلوچی خویشاوند تعریف همواره زبان‌شناسی آکادمی برذن شافعی پیرو مابین وفات محاکمه دمکراتیک دیاربکر کنیا نایروبی تحلیل اغلب اکثریت ترکمن‌ ایالت تقسیم_شدن فرمان_دادن نظریه‌پرداز مارکسیست رومانی نوجوان فعالیت‌ها مجارستان هفده سال‌ها تعطیل درس_دادن هم‌زمان تدریس دبیرستان مخفی اربیل تفریح قیف فوتبالیست کسب_کردن گالش دلیر سرحال غاز روزنامهنگاری باردار زایش موقت خطر سنت کشتی عمومی سرکرده سرتیپ کلی کرگدن بهبودی سلامتی عادت_کردن نوشیدنی كادو ایمان چسب سریش سریشم مقصود نیک مطلوب نفع مفید سودمندی فرمانداری_کردن ناف کوچ سینه وظیفه عقیده حبه ذره منزل کردها شصت ترانه‌ها ترانه‌ موسیق افسانهاي افسانه‌ها حکایت‌ حکایت‌ها داستان‌ها استان‌ها حلب شهرها گویش‌ها کشورها پچواک جنگ_کردن دشمنی_کردن کوچکتر کوچکترین -تر -ترین سگها بی_نظیر علف_خوردن ملخ رویانیدن سپرده خلیج خیار کشتیگیر خزان خوشگلی حجم زخم_زدن تگرگ موچینی سخت_کوشیدن سختگیر خسیس آهنی درو_کردن برداشت_کردن بیماری استخر ژوئن بهبود جرات رشادت گرمی تندی کمک_کردن سرقت شلاق_زدن حکایت به_او اجاره کرایه بالابردن آواره بیخانمان بیخانه دربهدر شهد انگبین قلاب چنگک چشمداشت خرک آل خاندان دودمان هیدروژن نهر نور فروغ درونی داخلی گرچه هرگاه اگرچه اقلیم ارتباطات ببدی مجسم امپراتوری بیصبر بیحوصله بیطاقت ناشکیبا ضمنا عمده امضا_کردن باور_نکردنی نازک همچون باادب مودب هستید بیتصمیمی دودلی آگاهانیدن آگاهیدادن اطلاعدادن مستحضر کفایت جوهر آنی شعور شرف بی_عیبی ذینفع ذینفع_کردن بی_اعتبار ابتکار رواج_دادن هل_دادن سک_زدن خودساز ژاکت الحاق متصل_کردن لولا قفل دادار قهوه دژ قلعه دروازهبان ضخیم لاك_پشت کبد جگر_سیاه شکم میگو نوامبر